علوم قرآن (مقدماتی) صفحه 51

صفحه 51

در اینجا به یک نمونه از شأن نزول که در فهم آیه تأثیر دارد اشاره می شود. حاکم نیشابوری با سند صحیح از ابن عباس روایت می کند:

ولید بن مغیره خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسید و آن بزرگوار برای او قرآن مجید را تلاوت کرد، مثل این که ندای روح پرور قرآن دل او را نرم کرد. این خبر به ابوجهل رسید. به نزد او آمد و گفت: ای عمو، قومت می خواهند که برای تو مال و ثروت جمع کنند. گفت: برای چه؟ ابوجهل گفت: برای این که به تو ببخشند چون تو نزد محمد رفته ای تا از دارایی او استفاده کنی. گفت: قریش خوب می داند که من ثروتمندترین آنها هستم. ابوجهل گفت: پس در این صورت در باره محمد سخنی بگو تا قومت مطمئن شود که تو سخنان او را نپذیرفته ای و از او متنفر هستی. ولید گفت: چه بگویم به خدا سوگند، در بین شما کسی پیدا نمی شود که به فنون شعر از من بیشتر آگاه باشد. سخنان او به هیچ یک از انواع کلام انسان ها شباهت ندارد، نه به رَجَز (اشعاری که روز نبرد در مقام مفاخرت گفته می شود) نه به قصیده و نه به اشعار جن. سوگند به خدا سخنان محمد به هیچ کدام از انواع شعر شباهت ندارد. به خدا قسم گفتار او از شیرینی و حلاوت خاصی برخوردار است کلامش بهجت آفرین و زیباست، اولش درخشان و آخرش فروزان است مدارج سخنش رفیع، و بالاتر از آن سخنی نیست و غیر خود را شکست می دهد. ابوجهل گفت: تا عیب او را نگویی قبیله ات از تو راضی و خشنود نمی شوند. گفت: مرا بگذار تا در این مورد بیندیشم. بعد از مدتی تفکر گفت: سخنان محمد (صلی الله علیه و آله)، سحر و جادویی است که بر دیگران اثر می گذارد و خود او این جادو را از دیگری می آموزد. پس خدای متعال در این خصوص آیه (ذَرنِی وَ مَن خَلَقتُ وَحِیداً) را نازل کرد. (1)


1- (1) . اسناد این روایت به شرط بخاری صحیح است. واحدی در «اسباب النزول» 842، حاکم در المستدرک 506/5 و بیهقی در «دلائل» 198/2 و 199 به همین معنی روایت کرده اند. حاکم و ذهبی این را به شرط بخاری صحیح می دانند، هرچند برخی اشکالاتی در راویان این نقل ذکر کرده اند، اما اصل خبر با طرق و شواهدش صحیح است. نک: «کشاف» 1250 و «فتح القدیر» 2606 و «تفسیر بغوی» 2293.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه