ریحانه النبی صفحه 756

صفحه 756

عن عائشه رضی اللَّه عنها قالت: کذا عند رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و سلم فی مرضه الذی مات فیه، ما یغادر منا واحده إذ جاءت فاطمه تمشی ما تخطی ء مشیتها من مشیه رسول اللَّه صلی اللَّه و سلم شیئا فلما رآها قال: مرحبا بابنتی فأقعدها عن یمینه أو عن یساره ثم سارها بشی ء فبکت، فقلت لها أنا من بین نسائه: خصک رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و سلم من بیننا بالسرار و أنت تبکین؟ ثم سارها بشی ء فضحکت

قالت: فقلت لها: أقسمت علیک بحقی أو بمالی علیک من الحق لما أخبرتنی.

قالت: ما کنت لأفشی علی رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و سلم سره، قالت (عائشه):

فلما تؤفی النبی صلی اللَّه علیه و سلم سألتها؟ فقالت (فاطمه): أما الآن فنعم.

أما بکائی فإن رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و سلم قال لی: إن جبرئیل علیه السلام کان یعرض علی القرآن کل عام مره فعرضه علی العام مرتین، و لا أری إلا أجلی قد اقترب فبکیت، فقال لی: إتقی اللَّه واصبری، فإنی نعم السلف، ثم قال: یا فاطمه أما ترضین

أن تکونی سیده نساء العالمین أو نساء هذه الأمه، فضحکت.

حدیث یازدهم: سخنان رازناک حضرت رسول (ص) به فاطمه (س)

... عایشه گفت:

نزد پیامبر (ص) بودم، در آن مریضی که به همان از دنیا رفت، هیچ کدام از ما (زنان پیامبر (ص» رسول خدا (ص) را تنها نگذاشتیم. در این هنگام فاطمه (س) آمد. راه می رفت و راه رفتنش فرقی با راه رفتن رسول خدا (ص) نمی کرد.

چون پیامبر (ص) او را دید فرمود:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه