مقدمات بنیادین علم تفسیر صفحه 254

صفحه 254

آتش جهنم بیابد و در واقع چاره ای جز این ندارد. تحلیل قرآن براساس ظاهر آن از مصادیق تفسیر به رأی است. البته تفسیر به رأی به طور حتم و یقین فراگیرتر از مورد یاد شده است. ظواهر قرآن دربردارنده امور متشابه و مبهم و مبتنی بر حدس و گمان است و اقتضا می کند تا براساس ظاهر قرآن عمل شود.

پاسخ:

اوّلا: تفسیر از نظر لغوی و عرفی به معنای برداشتن پرده از روی واقعیتهاست و بدیهی است که از توجه به ظاهر الفاظ چنین معنایی برداشت نمی شود مثلا اگر کسی گوید من «شیر» دیدم هیچ کس نمی گوید که وی در حال تفسیر است بلکه منظور وی از «شیر» همان حیوان درنده معروف می باشد. براساس عرف عام واقعه و تفسیر واقعه دو امر جدا از هم اند و باهم فرق می کنند.

بی تردید تفسیر شامل استناد به ظواهر قرآن نمی شود و روایات یاد شده به طور اصولی با این موضوع ارتباطی ندارند.

ثانیا: حتی اگر فرض کنیم که استناد به ظواهر قرآن تفسیر محسوب می شود به طور حتم و یقین چنین تفسیری تفسیر به رأی نخواهد بود و به همین دلیل مشمول روایات متواتری نمی شود که از تفسیر به رأی نهی کرده اند. به عبارت دیگر از روایات مذکور این گونه فهمیده می شود که تفسیر دو نوع است یکی تفسیر به رأی و دیگری تفسیر به غیر رأی. کسی که ادّعا می کند استناد به ظاهر قرآن از مصادیق تفسیر به رأی است باید برای مدّعای خویش دلیل محکمی ارائه دهد. در صورت نبود دلیل محکم این شک و تردید به وجود می آید که روایات مزبور شامل استناد به ظاهر قرآن نمی شود و همین امر کافی است تا «تفسیر به رأی نبودن» چنین استنادی ثابت و محرز نشود.

بدیهی است به فرض این که چنین اقدامی تفسیر باشد نمی تواند از مصادیق تفسیر به رأی باشد. اگر کسی خطبه ای از خطبه های «نهج البلاغه» را براساس ظاهر عبارات، آن گونه که آشنای به زبان عربی با توجه به قرینه های داخلی و خارجی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه