چنان که نسبت دادن جهل به حکیم دانا زشت و ناپسند است نسب دادن ناتوانی به خداوند امری نامعقول و نادرست محسوب می شود. چرا که صحت ادعای پیامبر را جز از راه معجزه نمی توان ثابت نمود و عقل نیز این موضوع را تأیید می کند. با توجه به این که نبوّت یک منصب الهی است که بالاتر از آن منصبی وجود ندارد و بر همین اساس مدعی بسیار دارد و بسیارند کسانی که در صدد دستیابی به این منصب هستند. اگر فرد مدعی دروغگویی کاری خارق العاده و فراتر از قدرت بشر انجام دهد در اینجا می بایست خداوند او را رسوا سازد زیرا مردم برای باطل ساختن ادعای وی راهی نمی شناسند. از نظر خداوند چنین افرادی نسبت به نادانی زشت خویش مغرور بوده و حق الهی را نادیده می گیرند. تمامی مذاهب اسلامی بجز اشاعره، مورد یاد شده را در قلمرو حسن و قبح عقلی برمی شمارند. اشاعره بخاطر پویش مکتبی نادرست شان حسن و قبح عقلی را رد می کنند و بر همین اساس به نظر آنها از راه معجزه نمی توان صحت ادعای پیامبر را تصدیق و تأیید نمود.
معجزه از آنجایی که نشأت گرفته از سوی خداوند متعال است به همین دلیل با نبوّت همگام و همراه است و نیازی به سخن گفتن درباره حسن و قبح عقلی آن وجود ندارد. و از آنجایی که معجزه فراتر از قدرت بشری است به همین دلیل چاره ای نیست جز آن که نشأت گرفته از سوی خداوند متعال باشد. در اینجا بحث معجزه مطرح نیست تا این که گفته شود چون از سوی خداوند متعال است پس در نتیجه همراه با نبوّت است بلکه بحث در خصوص بعد از معجزه است و این که چگونه معجزه بیانگر صحت ادعای پیامبر است. ممکن است تقدیرات الهی به خاطر تأیید ادعای نبوّت پیامبر نباشد بلکه اهداف دیگری را دنبال نماید. صرف نشأت گرفتن معجزه از سوی خداوند لزوما به معنی تأیید نبوّت پیامبر نیست مگر آن که مردم در اثر ناآگاهی خویش فریب فرد مدعی را بخورند و حسن و قبح عقلی را انکار نمایند.
بعضی از اشاعره معتقدند که خداوند متعال کارهای خارق العاده را فقط از طریق پیامبرانش انجام می دهد و انسانها به جز پیامبر راهی به این وادی ندارند.
*****