امام حسن علیه السلام الگوی زندگی صفحه 178

صفحه 178

امامان و حتی امام زادگان ... شده است که این اماکن مظاهر فیض الهی و ترویج دین و آشنا شدن با باورهای زلال توحیدی می باشند.

در آثار دینی رغبت فراوانی به زیارت امام مجتبی علیه السلام همانند سایر امامان

شده است. زیارت امام مجتبی همتای زیارت رسول الله صلی الله علیه و آله عنوان شده است. زید شحام از امام صادق علیه السلام می پرسد پاداش کسی که شماها را زیارت کند چیست، حضرت می فرماید: پاداش زیارت رسول الله صلی الله علیه و آله: ما لمن زار احدا منکم قال کمن زار رسول الله صلی الله علیه و آله [270].

امام باقر علیه السلام می فرماید رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که مرا یا یکی از ذریه مرا زیارت کند در قیامت به زیارت وی می روم و او را از هول هراس های قیامت نجات می دهم: من زارنی او زار احد من ذریتی زرته یوم القیمه فانقذته من اهوالها. [271].

امام حسین علیه السلام از رسول الله صلی الله علیه و آله می پرسد پاداش کسی که به زیارت تو نائل شود چیست، حضرت در پاسخ می فرماید: کسی که مرا یا پدرت علی را یا بردارت حسن یا تو را زیارت کند، بر من است که قیامت به زیارت وی بروم، من زارنی حیا او میتا او زار اباک اوزار اخاک، کان حقا علی ان أزوره یوم القیمه. [272].

امام صادق علیه السلام می فرماید: امام حسین از رسول الله صلی الله علیه و آله پرسید پاداش کسی که تو را زیارت کند چیست، حضرت می فرماید: هر کس مرا یا پدرت یا برادرت یا تو را زیارت کند، پاداش آن بهشت است: من آتانی زائرا بعد موتی فله الجنه و من اتی أباک زائرا بعد موته فله الجنه و

من اتا اخاک زائرا بعد موته له الجنه و من اتاک زائرا بعد موتک فله الجنه. [273] به این مفهوم، روایات فراوان است.

و

نیز از امام باقر روایت نقل شده است امام حسین علیه السلام هر شب جمعه به زیارت قبر امام مجتبی علیه السلام مشرف می شد: ان الحسین بن علی کان یزور قبر الحسن بن علی علیهما السلام کل عشیه جمعه. [274].

حقیقت زیارت هم عبارت از حضور زائر در کنار مزور یا قبر مزور است، که با نیت خالص به مشهد و حرم مشرف شود، گرچه بهتر و مستحب است به کلماتی که از خود عترت در مورد زیارت رسیده، زیارت نماید. مانند زیارت جامعه و سایر زیارت های که در مورد رسول الله صلی الله علیه و آله و تک تک امامان آمده است. در مورد چگونگی زیارت امام مجتبی علیه السلام به کامل الزیارات و سایر کتاب های زیارتی مراجعه شود. [275].

رضوان خدا بر قامت سرو قامت و سترگ و بر سینه چاک چاک و آکنده از اندوه و تربت پاکش باد.

پاورقی


[1] نهج البلاغه، خ 2، ص 47.
[2] حشر، 7.
[3] حشر، 7.
[4] اعراف، 58.
[5] بحار، ج 98، ص 371 و ج 99، ص 93، زیارت جامعه.
[6] بحار، ج 43، ص 315.
[7] همان.
[8] کافی، باب مولد حسن بن علی علیهاالسلام ارشاد مفید، ج 2، ص 5، بحار، ج 43، ص 250.
[9] بحار، ج 43 ص 229 تا ص 251 تا ص 257، اسد الغابه، ج 2، ص 16.
[10] بحار، ج 43، ص 255.
[11] زیارت جامعه، بحار، ج، 98، ص 371 ج 99، ص 93.
[12] بحار، ج 98، ص 260 و 332 و 353.
[13] انساب اشراف، ج 5، ص 37، المحاسن و المساوی، ص 83.
[14] ارشاد، ج 2، ص 5، بحار، ج 43، ص 303، اسدالغابه، ج 2، ص 18، صحیح بخاری،
ج 5، ص 32، کشف الغمه، ج 1، ص 525.
[15] ارشاد مفید، ج 2 ص 218، بحار، ج 43، ص 137.
[16] برای آشنایی با شکل و شمایل رسول الله صلی الله علیه و آله به کتاب رسول الله صلی الله علیه و آله الگوی زندگی، ص 69 مراجعه شود.
[17] مستدرک الوسائل،ج 15، ص 180.
[18] بحار، ج 94، ص 10.
[19] همان.
[20] بحار، ج 43، ص 78.
[21] بحار، ج 43، ص 306.
[22] تاریخ الخلفاء، ص 225.
[23] بحار، ج 43، ص 285، تاریخ الخلفاء، ص 225، طبقات نقل از مجله تراثنا 1 - 4، ص 133، ج 2.
[24] بحار، ج 43، از صفحه 264 تا ص 271، اسد الغابه، ج 2، ص 16 تا ص 22، تاریخ الخلفاء، ص 224 و 225.
[25] از جمله به بخش سوم کتاب «فاطمه علیهاالسلام الگوی زندگی» می توان مراجعه نمود.
[26] بقره، 223.
[27] فانی مکاثر بکم الامم غدا فی القیامه، وسائل، ج 17، ص 97.
[28] بحار، ج 10، ص 99.
[29] این فزونی ممکن است به سبب تولد نباشد، تولد کودکان پسر بیش از کودکان دختر باشد، لیکن به لحاظ واقعیت های اجتماعی جامعه بشری مانند تحمل کارهای طاقت فرسا، حضور در جبهه های جنگ و دفاع و حوداث بزرگ که منجر به مرگ مردها می شود، همواره سبب شده که افراد که زنده می مانند جمعیت زنان بر مردان فزونی داشته باشد.
[30] حیات الحسن، ج 2، ص 450.
[31] ارشاد، ج 2، ص 20، بحار، ج 44، ص 163، سفینه البحار، ج 1، ص 255، طبقات نقل از تراثنا (1-4) ج 1، ص 121، انساب اشراف، ج 3، ص 301.
[32] بحار، ج 44، ص 172.
[33] لاتزوجوا الحسن فانه رجل مطلاق،

کافی، ج 6،ص 56، بحار، ج 44، ص 172.


[34] مروج الذهب، ج 3، ص 300.
[35] امام علی علیه السلام الگوی زندگی، ص 54.
[36] نور الثقلین، ج 4، ص 270، صحیح مسلم، ج 7، ص 130.
[37] همان، ص 272.
[38] در المنثور، ج 5، ص 198، با تفاوت، صحیح مسلم، ج 7، ص 130، نور الثقلین، ج 4، ص 270، اسد الغابه، ج 2، ص 11.
[39] بحار، ج 43، ص 339.
[40] همان.
[41] همان. 331.
[42] همان 332.
[43] همان.
[44] امالی صدوق، مجلس 33، ص 178، بحار، ج 43، ص 331.
[45] مناقب، ج 4، ص 18، بحار، ج 43، ص 332 و 339 و 349.
[46] بحار، ج 43، ص 359.
[47] بحار، ج 43، ص 332.
[48] الغدیر، ج 3، ص 177.
[49] کشف الغمه، ج 1، ص 528، سنن ابن ماجه، ج، ص 52، ش 145، سنن ترمزی، ج 5، ص 699، اسد الغابه، ج 5، ص 523.
[50] اسدالغابه، ج 2، ص 18 در المنثور، ح 6، ص 7، و منابع فراوان دیگر..
[51] احزاب، 33.
[52] نور الثقلین، ج 4، ص 274 و 572.
[53] نور الثقلین، ج 4، ص 274.
[54] اثبات الهدی بحرانی، ج 5، ص 139.
[55] یوسف، 2.
[56] نهج البلاغه، خ 183، ص 265.
[57] همان، خ 158، ص 222.
[58] این شرایط در کتاب پژوهشی در علوم قرآن توضیح داده شده اند، از ص 236 تا 243 و ص 295.
[59] پژوهشی در علوم قرآن، ص 108.
[60] نهج البلاغه صبحی الصالح، خ 2، ص 47.
[61] به این کتاب به خصوص مقاله حکومت علوی و اصلاحات اجتماعی مراجعه شود. ص 64.
[62] مائده، 3.
[63] شوری، 23.
[64] التحقیق، ج 13 ص 64.
[65] نور الثقلین، ج 4 ص 572.
[66] همان.
[67]

همان و مناقب، ج 4 ص 6.


[68] مجمع البیان، ج 9 ص 28.
[69] همان.
[70] در المنثور، ج 6، ص 7.
[71] همان.
[72] کشاف، ج 4 ص 220.
[73] من مات علی حب آل محمد مات شهیدا الا و من مات علی حب آل محمد مات مغفورا له الا و من مات علی حب آل محمد مات تائبا الا من مات علی حب آل محمد مات مومنا مستکمل الایمان الا و من مات علی حب آل محمد بشره ملک الموت بالجنه ثم منکر و نکر الا و من مات علی حب آل محمد یزف الی الجنه کما تزف العروس الی البیت زوجها الا و من مات علی حب آل محمد و آل محمد فتح له فی قبره بابان الی الجنه الا و من مات علی حب آل محمد جعل الله قبره مزار ملائکه الرحمه الا و من مات علی حب آل محمد مات علی السنه و الجماعه. الا و من مات علی بغض آل محمد جاء یوم القیمه مکتوب بین عینیه «آیس من رحمه الله» الا و من مات علی بغض آل محمد و مات کافرا الا و من مات علی بغض آل محمد لم یشم رائحه الجنه کشاف، ج 4، ص 220.
[74] تفسیر فخر رازی، ج 27، ص 142،ذیل آیه 23 شوری.
[75] برای دسترسی به روایات اهل سنت به در المنثور، ج 5، ص 198، در توضیح آیه تطهیر مراجعه شود. برخی این روایات در بحث عصمت آورده شد. اسد الغابه، ج 2، ص 18.
[76] نورالثقلین، ج 4 ص 270.
[77]... فجائت فاطمه علیهاالسلام فقال رسول الله صلی الله علیه و آله ادعی زوجک و ابنیک حسنا و

حسینا، در المنثور، ج 5 ص 198.


[78] احزاب، 32.
[79] منظور از اهل بیت این چهار نفر و نه نفر دیگر فرزندان امام حسین علیه السلام می باشند که در روایات بر این مطلب رهنمون شده است، به بخش بحث عصمت و نیز عترت همین کتاب مراجعه شود.
[80] بقره، 146.
[81] آل عمران، 61.
[82] نور الثقلین، ج 1، ص 348.
[83] کشاف، ج 1، ص 369، در المنثور، ج 2، ص 38.
[84] ینابیع الموده، ص 479، تفسیر برهان، ذیل آیه 60 آل عمران، امالی طوسی، ج 2، ص 172.
[85] کشاف، ج 1،ص 370.
[86] مریم، 12.
[87] همان، 30.
[88] نور الثقلین، ج 5، ص 470، مجمع البیان، ج 10، ص 404.
[89] انسان، 9.
[90] بحار، ج 23، ص 123، الغدیر، ج 2، ص 301.
[91] نقل از سفینه البحار، ج 1، ص 191، نقل از زمخشری.
[92] صحیح بخاری، ج 4، ص 33، تاریخ الخلفاء، ص 224، بحار، ج 43، ص 262.
[93] طبقات، (نقل از مجله تراثنا 1-4 ص، 137، ج 2) اسد الغابه، ج 2، ص 15.
[94] طارق، 9.
[95] حدید 12.
[96] یونس 27.
[97] نبأ، 19.
[98] مجمع البیان، ج 10، ص 423.
[99] تکویر 5.
[100] بحار، ج 43، ص 261.
[101] در مورد اطفال آنچه آثار دینی گواهی می دهد این است که، اطفال با همان سن به پدران و مادران ملحق خواهند شد. پدر و مادر خواهند شد. پدر و مادر مؤمن وقتی در جستجو فرزندان خویش برآیند خواهان همزیستی با آنانند. زیرا این همزیستی موجب کامیابی بهشتیان است. فرزندان آنان را به آنها ملحق می نمایند. در قرآن مجید می فرماید و الذین آمنوا و اتبعتهم ذریتهم بایمان الحقنا بهم ذریتهم (طور، 21) آنان که به خدا ایمان آورده اند

و فرزندان آنان از آنان پیروی نمودند، فرزندان آنان را به آنها ملحق خواهیم نمود.»

بیان آیه شامل فرزندان بزرگ سال و نیز خردسال و اطفال آنان می شود، که در روایات فراوان در تفسیر همین آیه آمده که: اما اطفال المؤمنین فیلحقون بآبائهم. (فروع کافی، ج 3، ص 248). این کار برای خوشنودی پدر و مادر شکل می گیرد که در روایت دیگر تعبیر شده که به آنها هدیه می شوند یهدون الی آبائهم یوم القیمه. (نور الثقلین، ج 5، ص 140).

و نیز فرزندان کفار (اطفال) هم به آنها ملحق می شوند: و اما اولاد المشرکین یلحقون بآبائهم. (کافی، ج 3، ص 248. (همراه بودند فرزندان سبب فزونی عذاب پدر و مادر خواهد بود. گرچه اطفال در عذاب نباشند زیرا عذاب آخرت به گونه ای است که دو نفر در یک زمان قرار دارند، یکی شاداب و خوشحال و دیگری از عذاب رنج خواهد بود.


[102] زخرف 71.
[103] توبه، 72.
[104] محجه البیضاء، ج 8، ص 376.
[105] همان، ص 371.
[106] زیارت جامعه.
[107] فرائد السبطین، ج 2، ص 68.
[108] منظور از تدبیر عقلانی دخالت عقل در شؤون دینی نیست و منظور این نیست که دستاورد های وحی را عقل دسترسی دارد. گرچه عقل نیز محورهای خاص معیار شناخت دینی می تواند باشد. بلکه منظور شؤون اجتماعی است که بدون وحی نیز امکان دسترسی وجود دارد.
[109] فرائد السبطین، ج 2، ص 68.
[110] تاریخ ابن خلدون، ج 2، ص 128.
[111] طبری، ج 4، ص 18.
[112] مروج الذهب، ج 2، ص 345.
[113] الامامه و السیاسیه، ج 1، ص 86، مروج الذهب، ج 2، ص 359، الجمل، ص 27 و 294.
[114] نهج البلاغه، خ 207، ص 323.
[115] طبری،
ج 4، ص 268، فتوح، ج 2، ص 559، وقعه صفین، ص 205 و 249.
[116] مقاتل الطالبین، ص 75.
[117] آل عمران، 140.
[118] مقتال الطالبین، ص 77، شرح ابی الحدید، ج 4(16)، ص 16، ذیل وصیت نامه به امام مجتبی علیه السلام.
[119] مروج الذهب، ج 3، ص 454.
[120] وقعه صفین، ص 217.
[121] تاریخ یعقوبی، ج 2، از ص 123 تا 150.
[122] یعقوبی، ج 2، ص 150، طبری، ج 4،ص 466.
[123] قصص، 4.
[124] صلح الحسن، ص 226، نقل از ابی الحدید،ج 3، ص 16، و ج 1، ص 358، الغدیر، ج 5، ص 185.
[125] یعقوبی، ج 2، ص 132.
[126] الغدیر، ج 10، ص 266، و ج 2، ص 102.
[127] معجم البلدان، ج 5، ص 23.
[128] بحار، ج 44، ص 90.
[129] طبری، ج 4، ص 167، الامامه و السیاسیه، ج 1، ص 103.
[130] مروج الذهب، ج 3، ص 33.
[131] مروج الذهب، ج 3، ص 31.
[132] همان، ص 33.
[133] همان، ص 32.
[134] مجمع البیان، ج 6، ص 424، نور الثقلین، ج 3، ص 181.
[135] اسراء، 60.
[136] مجمع البیان، ج 6، ص 424.
[137] صلح الحسن، ص 322.
[138] همان، ص 321.
[139] طبری، ج 4، ص 384.
[140] همان، ص 385.
[141] همان، ص 386.
[142] ابن اثیر، اسد الغابه، ج 1، ص 269.
[143] طبری، ج 4، ص 389، ابی الحدید، ج 1، ص 6، خ 25، اسدالغابه، ج 1، ص 268، الاصابه، ج 1، ص 147، الاستیعاب، ج 1، ص 240، مروج الذهب، ج 3، ص 21.
[144] الغدیر، ج 10، ص 218.
[145] همان طبری، ج 4، ص 449.
[146] الغدیر، ج 10، ص 216.
[147] مروج الذهب، ج 3، ص 26.
[148] طبری، ج 4، ص 454.
[149] مروج

الذهب، ج 3، ص 26.


[150] طبری، ج 4، ص 464.
[151] همان.
[152] همان، 498.
[153] همان 454.
[154] یعقوبی، ج 2، ص 147.
[155] مرج عذرا روستایی حدود شصت کیلومتری دمشق (معجم البدان، ج 6، ص 303) در جاده به سمت عراق و مزار حجر و اصحابش مشخص و مزار زائران است. و بیشتر افرادی که به زیارت اماکن مشرفه سوریه مشرف می شوند به زیارت حجر نیز نائل می گردند.
[156] طبری، ج 4، ص 478 و 494 تا 498، اسد الغابه، ج 1 ص 565 استعیاب، ج 1، ص 389 انساب اشراف، ج 5، ص 26222 تا 270.
[157] وقعه صفین، ص 216 و 219.
[158] همان، و انساب اشراف، ج 5، ص 136.
[159] انساب اشراف، ج 5، ص 134.
[160] همان، ص 136.
[161] وقعه صفین، ص 216 و 219.
[162] انساب اشراف، ج 5، ص 136.
[163] نهج البلاغه، نامه 64، ص 454.
[164] همان، ص 455.
[165] همان، نامه 17، ص 374.
[166] الغدیر، ج 10، ص 152.
[167] همان، 152.
[168] همان.
[169] همان، ص 154.
[170] تاریخ الخلفاء، ص 221.
[171] استعیاب، ج 1، ص 437.
[172] استعیاب، ج 1، ص 437، اسدالغابه، ج 2، ص 19، طبری، ج 4، ص 405، انساب اشراف ج 3، ص 278، یعقوبی، ج 2، ص 121، ارشاد مفید، ج 2، ص 9، حیات الحسن، ج 2، ص 130.
[173] سعد بن عباده از سران انصار بود که سابقه ای بس درخشان داشت که در روز فتح مکه پرچم به دست وی بود که شعار «امروز روز انتقام است» سر داد. رسول الله صلی الله علیه و آله وقتی با خبر شد دستور داد شعار را تغییر دهند که «امروز روز رأفت است» و پرچم از

وی گرفته به علی سپرد. وی بعد از رحلت رسول الله صلی الله علیه و آله در سقیفه به انتظار بیعت نشست که عمر با تدبیری که انجام داد اوضاع رابه نفع مهاجرین گردش داد. قیس بن سعد از مسلمانان پرشور از یاران علی علیه السلام و به تعبیر معاویه یکی از دو دست علی بود (انساب، ج 3، ص 168) وی از سرداران سپاه امام علی و امام مجتبی بود. حتی بعد از صلح حاضر به بیعت با معاویه نمی شد.


[174] ارشاد، ج 2، ص 7، انساب اشراف، ج 3، ص 279، طبری، ج 4، ص 407.
[175] اسدالغابه، ج 2، ص 19، حیات الامام الحسن علیه السلام، ج 2، ص 38.
[176] مقاتل الطالبین، ص 66.
[177] ارشاد، ج 2 ص 9.
[178] همان، ص 7.
[179] همان، ص 13.
[180] تاریخ ابن خلدون، ج 2، ص 128، طبری، ج 4، ص 18.
[181] نهج البلاغه، خ 207، ص 323.
[182] انساب اشراف، ج 3، ص 293.
[183] انساب اشراف، ج 3، ص 293، صلح الحسن، ص 126 و 138، بحار، ج 44، ص 57 صواعق المحرقه، ص 136، شرح ابی الحدید، ج 4، ص 10، (ج 16) ذیل وصیت نامه به امام حسن مجتبی علیه السلام.
[184] مقاتل الطالبین، ص 70 و73 و 137، صلح الحسن، ص 127،بحار، ج 44، ص 110.
[185] ارشاد، ج 2، ص 9، مقاتل الطالبین، ص 62.
[186] ارشاد، ج 2، ص 9.
[187] مقاتل لطالبین، ص 64.
[188] اعراف 137.
[189] همان ص 136.
[190] ارشاد، ج 2، ص 9.
[191] انساب اشراف، ج 6، ص 139.
[192] طبری، ج 4، ص 174، فتوح، ج 2، ص 461.
[193] ارشاد، ج 2 ص 12، علل الشرایع،ج 1، ص 259.
[194]

همان.


[195] امام علی علیه السلام الگوی زندگی، ص 256، امام علی علیه السلام و جمهوریت، ص 138.
[196] علل الشرایع، ج 1، ص 259.
[197] همان.
[198] منافقون، 4.
[199] نهج البلاغه، خ 93، ص 137.
[200] همان، خ 60، ص 93.
[201] صلح الحسن، ص 70.
[202] همان ص 72.
[203] همان.
[204] همان.
[205] طبری،ج 4، ص 454.
[206] وقعه صفین، ص 426. 297 و 414.
[207] انساب اشراف، ج 3، ص 292، ارشاد، ج 2، ص 13.
[208] همان مقاتل الطالبین، ص 72.
[209] انساب اشراف، ج 3، ص 293.
[210] همان، ص 168، شرح ابی الحدید، ج 4، (16) ص 15.
[211] طبری، ج 4، ص، انساب اشراف، ج 3، ص 292، مقاتل الطالبین، ص 72.
[212] مقاتل الطالبین، ص 72.
[213] مقاتل الطالبین، ص 74 و 75.
[214] طبری، ج 4، ص 409.
[215] همان، ص 407، صواعق المحرقه، ص 136، انساب اشراف، ج 3، ص 300.
[216] ارشاد، ج 2، ص 13.
[217] مقاتل الطالبین، ص 73.
[218] یعقوبی، ج 2 ص 122.
[219] همان.
[220] استیعاب، ج 1، ص 437.
[221] مسعودی آورده است که خبر پذیرش صلح از جانب امام مجتبی علیه السلام در کاخ سبز شام به معاویه می رسد وی از خوشحالی تکبیر می گوید! و کاخ نشینان وی به پیروی از وی نیز تکبیر می گویند تا صدای تکبیر به مسجد شام می رسد آنان نیز تکبیر می گویند! (مروج الذهب، ج 2، ص 430)که این نیز نوعی رفتاری منافقانه از معاویه می باشد.
[222] بحار، ج 44، ص 21.
[223] طبری، ج 4، ص 407، انساب اشراف، ج 3، ص 286، صواعق، ص 136.
[224] ارشاد، ج 2، اسدالغابه، ج 2، ص 19، انساب اشراف، ج 3، ص 287، استیعاب، ج 1، ص 330، صواعق المحرقه، ص 136، تاریخ الخلفاء، ص
227.
[225] انساب اشراف، ج 3، ص 286.
[226] طبری، ج 4، ص 406.
[227] این موارد در برخی منابع مانند ملحقات طبقات ابن سعد و... آورده شده است و بسیاری از نویسندگان نیز آنها را پذیرفته اند و الله سبحانه هو العالم.
[228] ارشاد، ج 2، ص 14، مقاتل الطالبین، ص 77، شرح ابن ابی الحدید، ج 4، ص 16.
[229] یعقوبی، ج 2، ص 138.
[230] ارشاد، ج 2، ص 15، طبری، ج 4، ص 409.
[231] بحار، ج 44، ص 91.
[232] وقعه صفین، ص 216 و 219، انساب اشراف، ج 5، ص 136.
[233] علل الشرایع، ج 1، ص 249.
[234] بحار، ج 44، ص 112.
[235] همان، ص 58 تا 60.
[236] همان، ص 57.
[237] همان.
[238] همان.
[239] همان، ص 66.
[240] همان، ص 21، اسد الغابه، ج 2، ص 20.
[241] المحاسن و المساوی، ص 81.
[242] نهج البلاغه، خ 3، ص 48.
[243] صلح الحسن، ص 218.
[244] الغدیر، ج 10، ص 266.
[245] هما، ص 263.
[246] طبری، ج 4، ص 409.
[247] رعد، 11.
[248] بحار، ج 44، ص 33.
[249] روضه کافی، ص 167، حدیث 187.
[250] الامامه و السیاسیه، ج 1، ص 196، بحار، ج 44، ص 159، مروج الذهب، ج 3، ص.
[251] تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 133.
[252] اسد الغابه، ج 2، ص 21.
[253] استیعاب، ج 1، ص 440.
[254] مقاتل الطالبین، ص 80.
[255] ارشاد، ج 2، ص 15.
[256] روضه کافی، ص 167.
[257] ارشاد، ج 2، ص 15 و ص 17، یعقوبی، ج 2، ص 133، انساب اشراف، ج 3، ص 297.
[258] ارشاد، ج 2، ص 16.
[259] مفردات، ص 420، صحاح اللغه، ج 2 ص 463.
[260] نهایه، ج 4، ص 139، مجمع البحرین، ج 3، ص 136.
[261] مصباح المیز،
ص 199.
[262] اسد الغابه، ج 2، ص 21، استیعاب، ج 1، ص 440.
[263] ارشاد، ج 2، ص 15، بحار، ج 44، ص 134، کافی باب مولد الحسن علیه السلام، تاریخ المفید نقل از بحار، ج 46، ص 149) ارشاد روز شهادت را بیان ننموده است).

دیدگاه های دیگری متفاوت در این باره وجود دارد از جمله هفتم صفر سال 49 که شهید در دروس برگزیده است و هفتم صفر سال پنجاه که کفعمی انتخاب نموده است، بحار، ج 44 ص 134. و پنجم ربیع الاول سال 49 یا پنجاه که یعقوبی و اربیلی و بلاذری و سیوطی انتخاب نموده اند، تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 133، کشف الغمه نقل از بحار، ج 44 ص 161. انساب اشراف، ج 3، ص 299، تاریخ الخلفاء، ص 228. و...


[264] مروان را معاویه والی مدینه قرارداد در سال 49 وی را عزل نمود و سعید بن العاص را جایگزین نمود و در زمان شهادت امام حسن علیه السلام والی مدینه ایشان بود. مجددا در سال 54 سعید را عزل و مروان را به جای وی گماشت. طبری، ج 4، ص 461 و ص 511، انساب اشراف، ج 3، ص 299.
[265] بحار، ج 44، ص 143.
[266] بحار، ج 44، ص 157.
[267] تهذیب الکمال، ج 6، ص 255 و 256.
[268] ارشاد، ج 2، ص 17، استیعاب، ج 1، ص 442. اسد الغابه، ج 2، ص 18.
[269] وسائل، ج 10، ص 252.
[270] وسائل، ج 10، ص 426.
[271] کامل الزیارات، ص 40، وسائل الشیعه، ج 10، ص 259.
[272] همان، وسائل، ج 10، ص 356.
[273] همان، ص 39، وسائل، ج 10، ص 257.
[274] وسائل، ج 10، ص 317.
[275] کامل

الزیارات، ص 118، مفاتیح الجنان.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه