زندگانی حسن بن علی علیه السلام جلد 1 صفحه 112

صفحه 112

تعزیت او پرداختند. فاطمه با قلبی دردمند به آنها روی کرد و گفت من از دنیای شما بیزارم و از دوری شما و مرگ خویش شادمانم. خداوند این مردم را به حسرت افکند که حق و حرمت ما را نگاه نداشتند و رعایت مقام ما نکردند و سفارش رسول را نپذیرفتند.

(1) زهرا روزگار غمبار خود را پس از مرگ پدر همچنان میگذرانید و اندوه سراپای وجودش را فرا گرفته بود و دردها پیکرش را درهم می شکست و کج روی مردم و حق ناشناسی آنان و سلب حق اهل بیت، جانش را می گداخت.

حسن (ع) هم در چنین حالت دردناکی با خاطری شکسته و جسمی ناتوان در حالی که شادابی و نشاط کودکی را از دست داده بود، به همراه مادرش بزیر درخت اراک یا بیت احزانی که بر سر

راه کاروانیان برای اعلام مظلومیتش ساخته بود می رفت و روزها را بماتم و اندوه سپری میساخت، باشد که از اندوه مادرش بکاهد و ناله اش را جانسوزتر و مؤثرتر بگوش مردمان بی خبر برساند و چون شب فرا میرسید به همراه پدر و برادرش بخانه برمی گشت، خانه ای که خیمه وحشت و سراسیمگی بر آن سایه افکنده بود و فقدان رسول او را غمکده ای اندوهبار بنظر می آورد.

زهرا با این جریان تلخ و جانکاه روزهائی اندک را گذرانید و از شدت اندوه و گریه توانش پایان میپذیرفت و چنگال ستم و ماتم به قلب مجروحش چنگ میزد، تا کم کم بمرز مرگ نزدیک شد و پایان عمرش فرا رسید در صورتی که هنوز آغاز جوانی و بهار زندگی خویش را می گذرانید و چه اندوهبار است که یادگار پیامبر و ریحانه شاداب و خوشبوی نبوت این چنین زود بخزان مرگ نزدیک شود و عمر کوتاه و دردناکش سپری گردد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه