زندگانی حسن بن علی علیه السلام جلد 1 صفحه 362

صفحه 362

شما می جنگند و دفاع نمی کنید و امام خود را نافرمانی می کنید و بچنین عصیانی راضی هستید.

(1) «چون در تابستان شما را بجنگ میخوانم میگوئید هوا بشدت گرم است مهلتی بده تا هوا خنک شود و چون در زمستان شما را به نبرد دعوت می کنم میگوئید هوا خیلی سرد است مهلتی بده تا هوا گرم گردد. شما از سرما و گرما فرار می کنید و از مرگ فرار شما بیشتر است، ای نامردانی که قیافه مردان بخود گرفته اید، خیالهای کودکان بر سر دارید و عقلتان باندازه زنان حجله نشین است. بخدا قسم دوست میداشتم که شما را نبینم و نشناسم، شناختی که پشیمانی ببار دارد و اندوه به همراه می آورد.

«خدایتان بکشد که قلبم را از غصه پر کردید و سینه ام را از اندوه انباشتید و جرعه بجرعه شرنگ اندوه بکامم ریختید و اندیشه و نقشه ام را با سرکشی و تمرد و عصیان درهم ریختید».

ولی این گفتار حماسی امام هرگز ارواح وامانده و پوسیده آنها را برنیانگیخت و پستی و تمرد را از جانشان برنداشت. آنها تسلیم غارت- گران و اشغالگران مسلح معاویه شده بودند که بر آنها می تاخت

و مال و جانشان را هر گونه و هر جا که میخواست به آتش می کشید.

-2

4- فتنه خریت «32»

گرفتاریهای امام و اندوهی که از یاران سست پیمان و دشمن حیله بازش بازش


______________________________
(32)- خریت بن راشد ناجی در جنگ جمل همراه علی بود و فرماندهی قبیله مضر را بعهده داشت، عبد الله بن عامر او را بر یکی از نواحی فارس حاکم ساخت
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه