زندگانی حسن بن علی علیه السلام جلد 1 صفحه 92

صفحه 92

داد که نخستین کسی هستم که در جهان آخرت به او میپیوندم و من از شنیدن چنین مژده ای شادمان شدم و خندیدم. «21»

(1) فاطمه (ع) که مرگ پیغمبر را حادثه ای محتوم دانست و احساس فراق کرد، فرزندانش حسن و حسین (ع) را ببالین پدر آورد و گریان گفت:

پدرم! اینها پسران تو هستند بعنوان میراث چیزی به آنها عنایت کن. پیغمبر فرمود:

هیبت و شکوه خویش را به حسن می بخشم و شهامت و بخشایش خود را به حسین میراث میدهم.

حسن (ع) از بالین نیای بزرگش برخاست و بزرگواری و هیبت رسول

خدا را بمیراث گرفت و این یادگاری که از پیغمبر به ارث برد، رمزی از هیبت رسول و نشانی از شکوه حضرتش بود تا اینکه گفتند حسن (ع) را چهره رسولان و جلای پادشاهان است. «22»

بسوی ابدیت

(2) چون هنگام ارتحال پیامبر و حضور او به پیشگاه خدا فرا رسید فرشته مرگ از جانب خدا مأمور شد تا روان پاکش را به آسمان قرب بالا برد و ملک الموت به صورت انسانی به در خانه آمد اجازه ورود خواست ولی فاطمه گفت پیامبر بیمار و گرفتار است و این اجازه خواهی و پاسخ منفی چند بار تکرار شد. آخرین بار پیغمبر دیده باز کرد و از ورود سفیر الهی


______________________________
(21)- طبقات ابن سعد، جلد 8، صفحه 17.
(22)- مناقب ابن شهر آشوب، جلد 2.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه