زندگانی حسن بن علی علیه السلام جلد 2 صفحه 205

صفحه 205

و فوراً از دمشق راهی فارس شد و به پیش زیاد رفت، زیاد او را به احترام پذیرفت و بکنار خودش نشانید مغیره نیرنگ باز و دسیسه ساز، از هر در سخنی گفت و روشهای فریبکارانه مختلف را چنان بکار برد که دلش را بدست آورد و بر افکار و مشاعر زیاد غلبه یافت و بالاخره فرزند سمیه بخواست مغیره پاسخ مثبت داد.

زیاد که در شبکه نیرنگ مغیره افتاده بود، مقر حکومت خود را در فارس ترک گفت و راهی دمشق شد و ببارگاه معاویه درآمد، امیر شام او را خوش آمد گفت و بپهلویش نشانید و بخواهرش جویریه دختر ابی سفیان دستور داد تا زیاد را بخانه خود دعوت کند و تا زیاد بحضور خواهر معاویه رسید، جویریه سر و موی و صورتش را در برابر زیاد برهنه کرد و گفت تو برادر و محرم من هستی و ابو مریم بمن چنین خبری را داده است.

رسوائی استلحاق

(1) معاویه زیاد را بجامع دمشق برد تا برادری او را بمردم اعلام کند در این وقت ابو مریم سلولی شراب فروش برای دادن شهادت در برابر انبوه مردم شام برخاست و گواهی داد که ابو سفیان با سمیه مادر زیاد زنا کرده است، شهادتی که ابو سفیان و معاویه را به ننگ زد و زیاد را رسوا کرد، متن شهادت این بود:

«گواهی میدهم که ابو سفیان در زمان جاهلیت شبی به میخانه من در طائف درآمد و گفت فاحشه ای برای همخوابگی

میخواهم من گفتم چنین زنی پیدا نمی شود مگر سمیه کنیز حرث بن کلده، ابو سفیان گفت اگر چه زنی بوی ناک و کثیف است او را بیاور، زیاد در این وقت بشدت خشمگین شد و سخن ابو مریم را برید و گفت:

«خاموش شو، ابو مریم بتو گفتند شهادت بده و نگفتند که ناسزا بگوی».

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه