زندگانی حسن بن علی علیه السلام جلد 2 صفحه 304

صفحه 304

(1) اندوه و گرفتاری شدید و همیشگی امام، تنها به تأثرات سخت او از صلح با معاویه پایان نیافت بلکه بصورت دردی سخت تر و غمی بزرگتر که تا ژرفای جانش نفوذ میکرد ادامه یافت و این درد بزرگ اعتراضات شدید مخالفان صلح از سوی دوستان و دشمنانش بود که از ضربه شمشیر برایش کاری تر و کشنده تر بود و امام از سوی این گروه، گفتاری ناروا و حملاتی توان فرسا را تحمل میکرد و آنچه از دوستانش در این باره باو میرسید از طعن دشمنان، اثری دردناکتر داشت، زیرا دوستانش بهتر از هر کس به حوادث وخیمی که او را بقبول صلح ناگزیر ساخت آگهی داشتند و بازهم دست از حمله و اعتراض برنمی داشتند، اینک به ذکر پاره ای از سخنان ناروای آنها و پاسخ امام به اعتراضاتشان

می پردازیم:

-2

1- حجر بن عدی

قهرمان عقیده و نمونه ایمان، حجر بن عدی با اعصابی متشنج و دلی اندوهگین به پیش امام آمد و گفت:

«اما بخدا قسم، دوست داشتم که می مردم و همگی با تو امروز جان می دادیم و چنین ماجرائی را نمی دیدیم، اکنون ما شکست خورده و حسرت زده بخانه هامان بازمیگردیم و دشمنان ما شادمان و پیروز بشام میروند».

معلوم نیست چگونه دهان حجر بن عدی بچنین سخن تند و سختی بازشد در صورتی که او از هر کس بوضع دردناک امام آگاه تر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه