زندگانی حسن بن علی علیه السلام جلد 2 صفحه 387

صفحه 387

مجلس بیرون رفت «1».

-1

2- جناب ام السلمه

ام السلمه همسر راستین و با ایمان پیامبر بمقام والای امیر- المؤمنین آگاهی کامل داشت و پایگاه بلند او را در نزد پیامبر بخوبی می شناخت و چون دید معاویه به آشکارائی و بی پروائی به امام دشنام میدهد نامه اعتراض آمیزی به او نوشت و گفت:

«شما خدا و پیامبرش را بر روی منبرهایتان دشنام میدهید زیرا علی بن أبی طالب را لعنت می کنید و من خود شهادت میدهم که خدا و پیامبرش او را دوست میدارند».

ولی اعتراض این بانوی بزرگوار اثری نبخشید و معاویه همچنان در کار ناروایش پافشاری داشت و به سرکشی و گناهش ادامه میداد «2».

-2

3- عبد الله بن عباس

دانشمند بزرگ اسلامی عبد اللّه بن عباس به گروهی که علی (ع) را دشنام میدادند تاخت و بجلودار مرکبش گفت مرا پیش آنان ببر و با خشمی داغ که از قلبی دردمند زبانه می کشید فریاد زد و گفت:


______________________________
(1)- مروج الذهب 2/ 317 و ابن کثیر در تاریخ خود و مسلم در صحیح و ترمذی نیز در صحیحش این خبر را با اختلاف کمی آورده اند و مسعودی پاسخ معاویه را به سعد آورده که گفت چقدر زشت بود پاسخ صریحی که بمن دادی و شایسته بود که در برابر رأی ما سخنی نمی گفتی.
(2)- عقد الفرید 3/ 127 و در مستدرک صحیحین 1/ 121 از قول أبی عبد الله جدلی آمده است که گفت بحضور ام السلمه رفتم، بمن گفت آیا در میان شما به پیامبر دشنام میدهند گفتم پناه بر خدا یا سبحان الله یا سخنی به این گونه، ام السلمه گفت از پیامبر شنیدم که می گفت هر کس علی (ع) را ناسزا بگوید مرا دشنام داده است.

زندگانی حسن بن

علی(ع) ،ج 2،ص:420

- کدامین شما به پیامبر ناسزا می گوئید؟

- پناه بخدا اگر به پیغمبر دشنام دهیم.

- کدام یک به علی بن أبی طالب دشنام میدهید؟

- به علی البته ما دشنام میدهیم.


(1)- گواهی میدهم که از پیامبر شنیدم که میفرمود کسی که به من دشنام دهد بخدا گستاخی کرده و کسی که به علی (ع) ناسزا بگوید بمن دشنام داده است

آنها از شدت شرمساری سرهاشان را بپائین انداختند و نتوانستند پاسخی بگویند، ابن عباس از آنها دور شد و اندوهی تلخ بجانشان انداخت و بعد به جلودارش گفت:

- آنها را چگونه دیدی؟

او شادمانه از حمله عباس به آن تبهکاران این شعر را خواند:

آنها بتو با چشمهای سرخ نگاه می کردندمثل آهوانی که به کارد قصاب نگاه میکنند.

ابن عباس خوشش آمد و گفت بازهم بگو، پدر و مادرم فدایت باد، و او چنین سرود:

آنها با چشمانی تنگ و چانه هائی افتاده بخواری به چیره دستی توانا نگاه میکردند.

- بازهم بگو، پدر و مادرم فدایت باد.

- چیزی دیگری ندارم که بگویم ولی این شعر را میخوانم:

زنده هاشان بر مرده هاشان جنایت میورزندو برای مردگانشان رسوائی بجای میماند.

(2) بین ابن عباس و معاویه گفتگوهائی تند در این باره بمیان می آمد و پسر عباس از نقشه های هولناک معاویه که برای محو شخصیت امام و انکار برتریهای او طرح می شد پرده برمی داشت که ما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه