زندگانی حسن بن علی علیه السلام جلد 2 صفحه 414

صفحه 414

باره بسختی سرزنش کرد، وقتی که معاویه پس از مراسم حج بخانه عایشه رفت عایشه به او گفت:

- آیا نمی ترسی که بناگهانی کسی اینجا بر تو حمله برد و ترا بکشد.

معاویه با فریبکاری جواب داد:

- من وارد خانه امینی شده ام.

- آیا از خدا نترسیدی که حجر و یارانش را کشتی؟ «1»

عایشه همیشه از مصیبت حجر سخن میگفت و گفتار پیامبر را درباره فضیلت او بزبان می آورد و می گفت: از پیغمبر شنیدم که میفرمود:

«بزودی در عذراء کسانی کشته میشوند که خدا و اهل آسمانها از قتل آنها خشمگین میشوند» «2».

عایشه مردم کوفه را در این باره سرزنش میکرد و می گفت:

«بخدا سوگند اگر معاویه میدانست که مردم کوفه از حجر و یارانش دفاع میکنند هرگز جرئت نمیکرد که آنها را در کوفه دستگیر کند و در شام بکشد ولی پسر هند جگرخوار میدانست که غیرت مردم کوفه از بین رفته است بخدا قسم دیگر در جمجمه عرب عزت و دلاوری وفقه باقی نمانده است، خداوند لبید شاعر را پاداش خیر دهد که میگفت:

رفتند کسانی که مردم در پرتوشان زندگی میکردندو باقی ماندند آنها که چون پوست سگ جرب هستند

نه سودی دارند و نه امید خیری به آنهاست و بر آنها عیب میگیرد گوینده شان اگر کینه نورزد «3»


______________________________
(1)- طبری 6/ 56
(2)- البدایه و النهایه 8/

55، الاصابه 1/ 314


(3)- استیعاب 1/ 357
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه