زندگانی حسن بن علی علیه السلام جلد 2 صفحه 430

صفحه 430

را برای همیشه در زندانها جای میداد تا بالاخره جان میدادند و گروهی را چنان بهراس می انداخت که وطن خود را ترک می گفتند و در بیابانها از شدت وحشت و خوف متواری می شدند و اکثر آنها بدست مأمورین گرفتار می شدند و آنها را بزنجیر می کشیدند و به پیش معاویه میبردند و معاویه به تحقیر و اهانت آنها میپرداخت و شخصیت آنان را در هم می شکست و ما نام بعضی از رادمردان اسیر را که گرفتار ستم و نابکاری معاویه شدند در اینجا می آوریم:

-1

1- محمد بن ابی حذیفه

او در پیشاپیش مسلمانان معتمد و مردان نیک و شایسته اسلامی قرار داشت که مردم را به نیکی وامیداشت و از بدی و زشتی نهی میکرد چنانکه امیر المؤمنین فرمود (محمدها از عصیان خداوند بدورند) و او را هم در عداد آنها بشمار آورد. وقتی که علی (ع) بشهادت رسید و معاویه حکومت یافت تصمیم به قتل محمد گرفت ولی بعد نظرش برگشت و دستور داد او را بزندان اندازند.

محمد مدتی دراز در سیاهچال زندان باقی ماند تا این که معاویه روزی بیاد او افتاد و به یارانش گفت «بهتر نیست که بدنبال محمد بن ابی حذیفه بفرستیم و خوارش شماریم و بگمراهیش آگهی دهیم و بگوئیم که به علی (ع) دشنام دهد؟» گفتند چرا، معاویه دستور داد تا او را آوردند و وقتی که در برابرش ایستاد معاویه به او گفت:

«ای محمد آیا هنوز آن وقت فرا نرسیده که چشمانت را باز

کنی و بفهمی که در دوستی علی بن أبی طالب بگمراهی افتاده ای و عثمان به ستم کشته شد و عائشه و طلحه و زبیر بخونخواهی عثمان برخاستند و علی در قتل عثمان مردم را تحریک میکرد و ما بخونخواهی او برخاستیم؟»

محمد گفت تو خودت میدانی که من از خویشان نزدیک

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه