زندگانی حسن بن علی علیه السلام جلد 2 صفحه 431

صفحه 431

تو هستم و ترا خوب می شناسم.

(1) معاویه گفت چرا، محمد بگفتارش چنین ادامه داد:

«سوگند بخدائی که جز او خدائی نیست من کسی را جز تو و آن کس که ترا حکومت داد در قتل عثمان و تحریک مردم بر ضد او شریک نمی دانم، مهاجرین و انصار همیشه از او میخواستند که ترا از حکومت شام برکنار کند ولی او چنین کاری را نکرد بالاخره همانطور که میدانی با او رفتار کردند، بخدا قسم از آغاز تا سرانجام کسی در قتل عثمان جز عائشه و طلحه و زبیر شرکت نداشت و آنها کسانی بودند که نخست عثمان را بزرگ می شمردند و بعد مردم را بکشتن او برانگیختند و در آن کار، عبد الرحمن بن عوف و ابن مسعود و عمار یاسر و همه انصار شرکت داشتند» معاویه بشدت برافروخته شد و با خشم گفت:

«که میگوئی چنین بوده؟»

محمد گفت:

«بلی بخدا قسم و من گواهی میدهم از هنگامی که ترا در جاهلیت می شناختم و بعد که اسلام آوردی خوی و عقیده و عملت تغییر نکرد و اسلام نه کم و نه زیاد چیزی بر تو نیفزود و دلیلش این است که مرا بدوستی علی (ع) سرزنش می کنی کسانی در التزام علی (ع) به جنگ آمدند که شب زنده دار و روزه گیر بودند و از مهاجرین و انصار

راستین و با ایمان بودند ولی همراهیان و سپاهیان ترا فرزندان منافقان و رانده شدگان و بندگان تشکیل میدادند، کسانی که تو آنها را در دینشان فریب دادی و آنها هم ترا بدنیایت فریفتند. بخدا قسم ای معاویه بر تو پنهان نیست که چه کرده ای و آنها هم میدانند که چه کرده اند، آنها خشم خدا را در راه اطاعت تو بجان خریدند، بخدا قسم من همیشه علی (ع) را برای خدا و پیامبرش دوست میدارم و در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه