زندگانی حسن بن علی علیه السلام جلد 2 صفحه 461

صفحه 461

هیهات، پس از این اهانت بخدا قسم چیزی از تو نمیخواهم.

وقتی که از پیش معاویه برخاست که برود پایش لغزید و بزمین افتاد و در آن حال گفت (سرنگون باد دشمن علی) «1».

این زن بزرگ منش و مبارز و پاکدامن بخاطر محبتی که به امیر المؤمنین داشت چنین گستاخی هائی را تحمل کرد.

-1

5- بکاره هلالی

بکاره از بانوان بزرگواری بود که در شجاعت و سخنوری شهرتی خاص داشت او هم در جنگ صفین

سخنان پرشوری ایراد کرد و سپاهیان حق را بحمایت پیشوای مسلمین و امیر المؤمنین و جنگ با دشمنانش دعوت کرد.

پس از آنکه معاویه بخلافت رسید بکاره به نزدش رفت و در آن وقت پیر و فرتوت شده و استخوانش ناتوان مانده بود، او بدو نفر خادم تکیه کرده بود و عصائی بدست داشت و بمعاویه سلام کرد، معاویه او را خوش آمد گفت و اجازه نشستن داد، عمرو عاص و مروان که در آنجا حضور داشتند بکاره را شناختند و مروان بمعاویه گفت:

ای امیر المؤمنین، این زن را می شناسی؟

- این زن کیست؟

- این همان زنی است که در صفین مردم را بجنگ ما برمی انگیخت و این اشعار را میخواند:

ای زید برخیز و از خانه ما بردارشمشیر برائی را که در زمین دفن است

آن شمشیر برای پیش آمدهای بزرگ ذخیره شده و برای چنین روزی روزگار او را نگهداشته است


______________________________
(1)- بلاغات النساء ص 75 و صبح الاعشی
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه