زندگانی حسن بن علی علیه السلام جلد 2 صفحه 545

صفحه 545

با علی بیعت کردند ولی مخالفتها آغاز و شمشیرها کشیده شد و خلافت بر او راست نیامد، اکنون من فهمیده ام که نبوت و خلافت در خاندان ما جمع نمی شود بنابراین مبادا که مردم کوفه ترا به قیام وادار کنند.

(1) من از عایشه درخواست کرده بودم که اگر بمیرم اجازه دهد که در کنار پیامبر خدا دفن شوم و او هم موافقت کرد ولی درست نمیدانم که به این کار راضی باشد و ممکن است از روی حیا موافقت کرده باشد، چون از دنیا رفتم از او درخواست کن تا اجازه دهد در جوار رسول خدا دفن شوم چنانچه رضایت داد مرا در آنجا بخاک سپار ولی گمان میکنم که آنها از این کار جلوگیری کنند، اگر چنین کردند با آنها هرگز ستیز مکن و مرا در بقیع دفن کن تا سرمشقی از سرنوشت من برای دیگران باقی بماند «1».

این وصیت به آشکارائی گستاخی بمقام امیر المؤمنین و

انتقامجوئی از آن حضرت را میرساند و هرگز با روش امام حسن تطبیق نمی کند و متأسفانه در تاریخ چنین هرزه گوئیهائی که نمایانگر اهانت بمقام پیامبر و خاندان اوست بفراوانی دیده میشود.

-2

وصیت به محمد حنفیه

امام بسوی مرگ میرفت و دروازه های آخرت را در برابر دیدگانش گشوده می یافت. در این وقت به قنبر فرمود، تا برادرش محمد حنفیه را ببالینش بیاورد، قنبر شتابان به پیش محمد رفت، محمد از وضع قنبر سراسیمه شد و با هراسی فراوان گفت امیدوارم خیر باشد قنبر گفت ابا محمد را دریاب.

محمد وحشت زده و سراسیمه از خانه بیرون رفت و از شدت شتاب کفشهایش را درست نپوشید و ببالین برادرش حاضر شد. امام


______________________________
(1)- استیعاب 1/ 375، تاریخ خمیس 2/ 227
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه