زندگانی حسن بن علی علیه السلام جلد 2 صفحه 546

    صفحه 546

    را دید که رنگ از چهره اش پریده و اندامش را تکانی سخت در برگرفته است. (1) امام، چشم گشود و به برادرش محمد فرمود، بنشین ای محمد، تو نباید اکنون غایب باشی زیرا سخنی باید بشنوی که مردگان از آن زنده شوند و زندگان جان دهند، دانش را در نهاد خویش جای دهید و برای شبهای تاریک چراغی روشن باشید زیرا پرتو روزها بر هم تجلی میکنند، آیا نمی دانی که خدای بزرگ، فرزندان ابراهیم را پیشوای مردم قرار داد و برخی را بر بعضی دیگر برتری بخشید و بر داود، زبور را فرو فرستاد و تو میدانی که خداوند، محمد (ص) را از میانه فرزندان ابراهیم، مخصوص رسالت خویش ساخت، ای محمد می ترسم که دچار حسد شوی، ولی حسادت صفت کافران است که خداوند میفرماید (کافران پس از آنکه حقیقت بر آنها روشن شد، حسادت میورزند) «1».

    خداوند، شیطان را بر

    تو مسلط نسازد، ای محمد، میخواهی که آنچه درباره ات از پدرت شنیدم بگویم؟

    - بلی

    - شنیدم که پدرت در جنگ بصره میفرمود، هر کس که میخواهد در دنیا و آخرت دوست من باشد، محمد را دوست بدارد.

    ای محمد اگر بخواهم میتوانم درباره تو آنگاه که در پشت پدر و رحم مادرت بودی خبر دهم.

    ای محمد آیا میدانی که حسین بن علی پس از مرگ من که روحم از پیکرم برخیزد امام پس از من است و این مقام را که برای او بمشیت پروردگار و وراثت پیامبر تقدیر شده از میراث پدر و مادرش احراز می کند، خداوند میداند که شما بهترین بندگان او هستید بدین جهت محمد (ص) را از بین شما برگزید و محمد، علی (ع) را اختیار


    ______________________________
    (1)- بقره، آیه 109
    کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
    نرم افزار موبایل کتابخانه

    دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

    دانلود نرم افزار کتابخانه