زندگانی حسن بن علی علیه السلام جلد 2 صفحه 548

صفحه 548

«برادرم، ترا درباره برادرت محمد سفارش میکنم که او بمنزله جلوه گاه چهره تو است».

و بعد به محمد توجه کرد و گفت:

«ای محمد، ترا هم درباره حسین سفارش می کنم که همیشه یاور و پشتیبان تو است». «1»

-1

بسوی رفیق اعلی

بیماری امام سنگین تر شد و دردی جانکاه سراپای وجودش را فرا گرفت و احساس کرد که حالت احتضارش فرا میرسد و از حیات مقدس و ارزنده اش، تنها دقایقی اندک باقی مانده است، در این حال بخاندانش فرمود:

(مرا به حیاط خانه ببرید تا بملکوت آسمانها نگاه کنم).

امام را بصحن خانه بردند و چون اندکی آرامش یافت سر بآسمان برداشت و با تضرع بمناجات

پروردگار پرداخت و چنین عرضه داشت:

«بار خدایا، جانم را به پیشگاهت عرضه میدارم، جانی که نزد من گرامی و بی مانند بود، بار خدایا بهنگام مرگ همدمم باش و در تنهائی گور تنهایم مگذار».

سپس فریبکاریهای معاویه را بیاد آورد و فرمود پیمانه پیروزیش را بسر کشید ولی بخدا قسم به پیمانش رفتار نکرد و سخنی براستی نگفت «2».

امام بتلاوت آیات قرآن پرداخت و خدای را ستایش و سپاس می گفت و با معبود یگانه اش راز و نیاز میکرد تا جان پاکش به بهشت


______________________________
(1)- اخبار الطوال ص 203
(2)- تذکره الخواص، تاریخ ابن عساکر، حلیه الاولیاء، صفه الصفوه
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه