زندگانی حسن بن علی علیه السلام جلد 2 صفحه 558

صفحه 558

(1) بعد رو به بنی امیه کرد و به آنها فرمود:

«بخدا قسم، اگر برادرم از من تعهد نگرفته بود که در پای جنازه اش خونی ریخته نشود بشما نشان میدادم که چگونه شمشیر را در میانتان میگذارم، شما همانهائید که پیمانهایتان را درباره ما شکستید و بشرطهائی که در مورد ما قائل شدید وفا نکردید»

«1».

آنگاه دستور داد تا پیکر پاک امام را بسوی بقیع حرکت دهند جنازه مقدس بر روی انگشتان مشایعین قرار گرفت و بنی هاشم و فرزندان ابو طالب در اطراف جنازه سیلاب اشک بدامان میریختند و از شدت اندوه و مصیبت فریاد میکشیدند، دلهاشان را غمی بزرگ گداخته بود و از مرگ پیشوای بزرگ و ستمهای بنی امیه بفریاد آمده بودند.

پیکر مطهر امام در گورستان بقیع بهمین جای که هست در جوار مادربزرگش فاطمه بنت اسد دفن شد «2» و آن جثمان پاک چهره در نقاب خاک کشید و همراه پیکرش، بردباری و علم و بخشندگی نیز


______________________________
(1)- مورخین شیعه نوشته اند که عایشه به بنی امیه فرمان داد تا جنازه امام را تیرباران کنند، آنها هم تیرها را رها کردند و هفتاد تیر بر جنازه آن حضرت فرود آمد، این خبر در ناسخ التواریخ و کتابهای دیگر آمده است و تاریخ ابن عساکر هم این خبر را در جلد 12 تأیید می کند که می نویسد، حسین (ع) به نزدیک قبر پیغمبر آمد و فرمود قبر حسن (ع) را در اینجا حفر کنید، سعید بن عاص اموی حاکم مدینه در آنجا حاضر بود و اعتراضی نکرد ولی مروان فریاد کشید و بنی امیه را فرمان داد تا مسلح شوند و گفت، این کار هرگز نخواهد شد، حسین (ع) به او فرمود ای پسر زن ازرق چشم، ترا به این کار چه مربوط، مگر کسی از تو سزاوارتر نیست؟ مروان گفت تا من زنده ام این کار، انجام پذیر نیست و هم پیمانهای خود را صدا زد و از دو طرف گروههای مختلف از بنی هاشم و تیم و رهن و اسد

و دیگران فراهم آمدند و مروان پرچمی افراشت و حسین (ع) هم نیز پرچمی برپا کرد و بنی هاشم می گفتند، حسن باید در کنار پیغمبر دفن شود و بین آنها تیرها و نیزه هائی پرتاب شد. الخ


(2)- کفایت الطالب ص 268 و کتابهای دیگر
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه