زندگانی حسن بن علی علیه السلام جلد 2 صفحه 61

صفحه 61

چنان در میدان جنگ بدشمن ضربه میزنی که زنها بسوکواری بر سینه کوبند

امواج خروشان دریا که برمی خیزندو نی زارها و پلها را فرا می گیرند

هرگز از تو بخشنده تر نیستندکه هزاران بدره زر بمستمندان می بخشی (1) از این نامه، میزان زیرکی و فریبکاری معاویه بخوبی درک میشود و همچنین سستی و ناتوانی اراده و ترسش از امام بخوبی نمایان است زیرا

به ستایش و بزرگداشت امام علی (ع) می پردازد و خوش حالی خود را از شهادت امام انکار می کند و اگر ترس و وحشتی نداشت


______________________________

و از آن قصیده است

ترا مر بینم که بدستور محمد ص گوش ندادی پیامبر خداوند هنگامی که سفارش کرد و گواه گرفت

اگر توشه ای از تقوی نداشتی و از دنیا رفتی و پس از مرگ توشه دارانی را دیدی

پشیمان می شوی که چرا مانند او نبودی و خود را بمانند او آماده نساختی شاعر در بین راه ابو سفیان را دید و گفت میخواهم این قصیده را برای پیامبر بخوانم، ابو سفیان صد شتر برای او جمع کرد و به او داد و از منظورش منصرف کرد و او را برگردانید، شاعر در راه بازگشت در نزدیک خانه اش، شترش رم کرد و بر زمینش زد و جابجا مرد این شعر هم از اوست:

روزگار حتی کوههای سخت را از هم می پاشدو بزغاله های دست و پا سفید از قله اش بزیر می آیند

خیلی چیزهائی را که با همند دنیا پراکنده می کندو از هم می پاشد پس از اجتماعشان (معجم الشعراء مرزبانی ج 2 ص 401)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه