زندگانی حسن بن علی علیه السلام صفحه 109

صفحه 109

(1) در اینجا فاطمه بر ضد ابو بکر برای بازستاندن میراث خویش بمبارزه برخاست و دلایلی استوار از قرآن مجید و سنت پیامبر اقامه کرد ولی خلیفه بدعوای فاطمه با حدیثی که تنها خودش راوی آن بود، پاسخ داد و گفت از پیامبر شنیدم که فرمود: ما پیامبران از خود طلا و نقره و خانه و مزرعه را بمیراث نمی گذاریم و آنچه از ما باقی میماند بجانشین ما میرسد.

ابو بکر باین حدیث استناد می جست و فدک را بفاطمه بازنمی گردانید ولی در پایان روزگارش از این کار پشیمان شد و گفت ای کاش خانه فاطمه را هر

چند بجنگ با من بسته شده بود، نمی گشودم «8».

ابو بکر پس از این رفتار ناهنجار به همراه عمر بن خطاب بخانه امام آمدند و از فاطمه اجازه ورود خواستند تا خاطر خسته اش را از نارضائی و خشم بزدایند ولی فاطمه (ع) بآنها اجازه ورود نداد ولی امام (ع) التماس کرد که آنها را راه دهد و زهرا بناچار پذیرفت و آنها با سرافکندگی بر آن بانو وارد شدند و گفتند:

ای دخت گرامی پیامبر برای پوزش خواهی بحضورت آمده ایم.

فاطمه فرمود: شما را بخدا قسم میدهم آیا از پیامبر نشنیدید که فرمود فاطمه پاره ای از وجود من است و هر کس او را بیازارد، مرا آزرده است؟

گفتند چرا شنیدیم که پیغمبر چنین فرمود.

فاطمه دستها بآسمان برداشت و با دلی دردمند گفت:

خدای و فرشتگانش را بگواهی می گیرم که شما دو نفر مرا بخشم آوردید و آزردید و من از شما ناخشنودم و چون رسول خدا را دیدار کنم


______________________________
(8)- کنز العمال، جلد 3.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه