زندگانی حسن بن علی علیه السلام صفحه 110

صفحه 110

از شما باو شکایت می کنم.

(1) ابو بکر گریان براه افتاد و زهرا باو گفت بخدا قسم در تمام نمازهایم بر تو نفرین خواهم فرستاد و آنان برفتند و هرگز نتوانستند رضایت او را دریابند. «9»

همه این حوادث تلخ در برابر دیدگان حسن و گوشهای شنوای او پدید می آمد و اثری سخت و دردناک در ژرفای اندیشه و شعورش باقی میگذاشت و امواج اندوهی سنگین سراسر وجودش را فرا میگرفت و میدید که چگونه ابرهای سیاه ماتمی تلخ و بزرگ بر پدر و مادرش از فاجعه مرگ پیامبر سایه افکنده و مخصوصا مادرش- فاطمه پیشوای زنان جهان- در چه مصیبتی بزرگ گرفتار آمده است.

چنانکه گویند هرگز او را پس از مرگ پدر در حال خنده و شادمانی ندیدند تا آنکه از این جهان رخت کشید و بپدر بزرگوارش ملحق شد.

او جز بپدرش نمی اندیشید و نام او را جز با درد و اندوه و زاری نمی برد. پیوسته بر مزار پاک پدر اشک ماتم نثار میکرد و با قلبی دردمند و پیکری ناتوان بر تربت پیامبر می نشست و مشتی خاک از ضریح پدر بر میداشت و بچهره و دیدگانش می نهاد و میلرزید و میگریست و گریان میسرود:

آن کس که تربت احمد را ببوید تا پایان عمرش نیازی به بوئیدن هیچ عطری ندارد. آنچنان مصیبت هائی بر من در مرگ پدر فرود آمد که اگر بر روزها فرود می آمد، شب می شد.

به آن کس که در زیر خاکها پنهان است بگوئید اگر ضجه و فریاد مرا می شنوی من روزگاری در سایه حمایت محمد بودم و از هیچ ستم و


______________________________
(9)- الامامه السیاسه.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه