زندگانی حسن بن علی علیه السلام صفحه 118

صفحه 118

ای ابو بکر! از منبر پدرم پائین بیا و بمنبر پدر خودت بالا برو «20».

و ابو بکر گفت بخدا قسم راست میگوئی منبر از پدر تو است، نه از پدر من. این گفته کوبنده حسن، برانگیخته از روح صریح و اندیشه پخته و رأی درست کودکی است که جدش پیامبر را بر فراز این منبر می دیده و اکنون جز پدرش علی (ع)

کسی را شایسته جلوس بر آن نمیداند.

همان علی که از جان پیامبر و دین او در خطرناکترین معرکه های نبرد دفاع میکرد و بلاغت و دانائی و آگاهی او چنین شایستگی صریحی را باو بخشیده است.

علی (ع) از چنین مردمی که قدرش را نشناختند و رهبری آسمانیش را نپذیرفتند و میراث معنویش را به هیچ انگاشتند روی گردانید و در خانه نشست و در امور خلافت و حکومت شرکت نکرد، زیرا مردم از او اعراض کرده بودند و کاری باو نداشتند.

اما اگر مشکلی پیش می آمد که از گشایش آن ناتوان بودند بحضرتش پناه می جستند و از او یاری میخواستند و امام گاهی خود بآنها پاسخ میداد و زمانی آن را بفرزندش حسن وامیگذاشت.

از جمله، گویند: عربی بحضور ابو بکر آمد و گفت من در حال احرام حج چند تخم شتر مرغ را شکسته و خورده ام اکنون تکلیف من چیست؟

ابو بکر در پاسخ سؤال فرو ماند و به عمر مراجعه کرد و او هم نتوانست و مسأله را به عبد الرحمن بن عوف بردند و بازهم پاسخی نیافتند و ناچار اعرابی را بخانه امام (ع) هدایت کردند، حضرت اشاره به حسنین کرد و


______________________________
(20)- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، مقتل الحسین خوارزمی، مناقب و در اصابه آمده است که این سخن را حسین (ع) به عمر بن خطاب گفته است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه