زندگانی حسن بن علی علیه السلام صفحه 161

صفحه 161

نشست، امام گفت میخواستم بروم و باحترام تو نشستم حال اجازه میدهی که بروم. مرد فقیر گفت آری ای فرزند رسول خدا «6».

(1) اجازه خواستن از همنشین و رعایت احترام او از آداب اجتماعی ارزنده ای است که پیغمبر اسلام در روش خود بمردم آموخته است. امام (ع) با چنین روشی، از اخلاق عالی جدش، نمونه های روشنی ابراز میداشت و در مکارم صفات از امتیازات نیای بزرگش برخوردار بود.

حسن (ع) همچون پیامبر، قلبی مهربان و عطوف داشت و حتی نسبت بدشمنانش محبت میکرد و چنانکه تاریخ حکایت می کند او نسبت به بدخواهان خویش نیکی میکرد و پاسخ هر بدکاری را به احسان میداد و گذشت و اغماض از رفتار دشمنان، شیوه نیکوی همیشگی او بود و در این روش روشن، سخن خدای را در نظر میداشت که فرموده است:

«ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ».

یعنی بدیها را به نیکی پاسخ داده و با آن کس که با تو دشمنی میکند دوست و یاور باش.

راویان گفته اند که مردی شامی حضرت را دید و بساحت امام جسارتها کرد و ناسزاها گفت. امام همچنان ساکت

ماند و پاسخی نگفت و چون مرد شامی از دشنام بازایستاد، امام به او گفت:

- ای شیخ گمان میکنم غریبی. اگر چیزی میخواهی بتو میدهیم و اگر راهی میجوئی بتو نشان میدهیم، اگر میخواهی بجائی بروی ترا می بریم. اگر گرسنه ای سیرت میکنیم و اگر نیازمندی بی نیازت می سازیم و اگر آواره ای پناهت میدهیم.


______________________________
(6)- تاریخ الخلفاء سیوطی.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه