زندگانی حسن بن علی علیه السلام صفحه 172

صفحه 172

دستور داد جایزه ای دیگر به او بخشیدند. «18»

از امام پرسیدند چرا هرگز سائلی را ناامید بر نمی گردانی؟

فرمود: منهم بدرگاه خدا سائلی هستم و میخواهم که خدا محرومم نسازد و شرم دارم که با چنین امیدی، سائلان را ناامید کنم. خداوندی که عنایتش را بمن ارزانی میدارد، میخواهد که من هم بمردم کمک کنم و می ترسم اگر بخشش خود را از مردم دریغ دارم، خدا هم بمن عنایت نفرماید آنگاه این شعر را سرود:

چون سائلی بنزد من بیاید می گویم آفرین بر آنکه بخشش به او، بر من واجب است و هر بخشنده ای که بر او ببخشد به فضیلت رسد.

و نیکوترین روزهای جوانمردان روزی است که از آنها در خواست کمک کنند. «19»

در میزان سخاوتش گفته اند که هرگز در برابر مستمندان کلمه «نه» بر زبان نمی آورد. «20»

و اشعاری بحضرتش نسبت داده اند که درباره بخشندگی می سروده و می گفته است که:

«بخشندگی بر بندگان فریضه ای از جانب خداست که در قرآن محکم آمده است.

خداوند بندگان بخشنده اش را وعده بهشت داده و بخیلان را بجهنم خواهد برد.


______________________________
(18)- نور الابصار.
(19)- نور الابصار.
(20)- طبقات الکبری، جواهره الکلام.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه