زندگانی حسن بن علی علیه السلام صفحه 87

صفحه 87

بچنین حقیقتی تصریح کرد (1) و فرمود:

کسی که مردی را بزمامداری مردم انتخاب کند و از او بهتری هم در جامعه باشد به خدا و رسول و مؤمنان خیانت کرده است و سالمندی افرادی که فاقد فضیلت و ارزش و کفایتند هرگز اثری در زمینه اصیل زمامداری و فرمانروائی ندارد.

پیغمبر به کفایت و شایستگی این سردار جوان اشاره کرد و فرمود:

بخدا قسم پدرش- زید- شایسته فرماندهی سپاه بود و پس از او پسرش هم شایسته این مقام است.

«اسامه» با سپاهش از مدینه بیرون آمد و در «جرف» «13» چادر زد ولی زبان صحابه بانتقادهائی دردناک بازشد و بفرمان پیغمبر درباره فرماندهی «اسامه» اعتراض کردند و شرکت در چنین سپاهی بر آنها گران آمد.

(2) پیغمبر که سخنان اعتراض آمیز آنها را شنید، تب گدازنده ای که پیکرش را می گداخت فزونی یافت و او را دردسری شدید فرا گرفت، نه اندک، بلکه بسیار.

پیغمبر با چنین حالی پارچه ای بسرش پیچید و بمسجد آمد و دلش از اندوه و درد سرشار بود چون میدید بنیانی که با رنجی فراوان برای سعادت این مردم پی ریزی کرده، اکنون بسستی گرائیده است. پیغمبر بمنبر رفت

و چنین فرمود:

این چه حرفهائی است که از شما میشنوم و چه اعتراضی است که در باره فرماندهی «اسامه» دارید؟ شما بفرماندهی «زید» هم، چنین اعتراضی


______________________________
(13)- جرف لشکرگاه مسلمین بود که از مدینه یک فرسخ فاصله داشت.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه