- مقدمه 1
- از کودکی تا جوانی 3
- اشاره 3
- حسن در شجاعت 15
- حسن در وجهه عمومی 30
- فصل ظلمت 37
- اشاره 37
- آغاز خیانت 47
- اشاره 63
- تجدید وحشت 63
- اسلام در قوس سقوط 73
- اقوام یمن 80
- بنی مضر 81
- بنی ربیعه 81
- خطای عمر 84
- فکر عمر 85
- حکومت بنی امیه 91
- خلاف عهد 128
- اشاره 128
- قتل و تبعید 150
- ولایت عهد 152
- اشعث بن قیس 153
- آخرین موعظه 161
- آخرین لحظه 165
- یک وصیت دیگر 166
- پس از مرگ امام حسن مجتبی علیه السلام 178
- اشاره 178
- یک حکایت شنیدنی 179
- پاداش جعده 181
- نام و نشانش 183
- شمایل حسن 183
- پسرانش 184
- جوانان بنی حسن 184
- چند کلمه حکمت 187
- چند بیت شعر 191
وگرنه برای خود درد سرهای شدید بوجود خواهی آورد.
بنی مضر وقتی دست بدست هم بدهند ناگهان شمشیرها را از غلاف خوهند کشید و برای اطفای غضب خودشان بجان دیگران خواهند افتاد و ترا هم امان نخواهند داد.
بنی مضر قومی منافق و حیله بازند.
هرگز به قولشان اعتماد مدار، تا دست بکاری نزنند اقدامشان را باور مکن و تا کار را بسامان نرسانند دست از سرشان مکش و اما ایرانیان:
و انظر الی الموالی من اسلم من الاعاجم فخذهم بسنه عمر بن خطاب فان فی ذلک خزیهم و ذلهم.
ایرانیان. این قوم که به نام موالی در میان امت اسلام بسر میبرند.جز با سیاست عمر بن خطاب اداره شدنی نیستند.
این ملت را باید اسیر کرد، باید ذلیل کرد. این
ملت را بهمان روش که عمر می کوبید باید طوری کوبید که هرگز نتوانند سر بردارند.
گوش کن زیاد! برنامه ی تو در برابر ایرانیان چنین است:
1 - اعراب حق دارند با زنان ایرانی ازدواج کنند، ولی ایرانیان حق ندارند زن عربی بگیرند. زیرا عرب باید از خانواده های ایرانی میراث ببرد ولی ایرانی چنین حقی را ندارد.
2 - از عطایشان که حق عمومی ملت است تا میتوانی بکاه.
3 - در تقسیم خوار و بار و ارزاق، تا میتوانی از سهمشان کم کن.
4 - در جبهه های جنگ همیشه جنگ جویان و سربازان ایرانی را در صف مقدم بگمار تا ابتدا هدف حمله های تازه نفس و شدید دشمن قرار گیرند.
5 - در جنگ ها سربازان ایرانی را به کار شوسه کردن راه و اصلاح جاده ها بگذار. درخت هایی را که مانع عبور لشکر است بیشه هایی را که پیش جاده را گرفته با دست ایرانی ها از میان بردار و بالاخره