- شناخت اجمال امام 1
- ویژگیهای شخصی امام 1
- مقدمه 1
- سیمای انبیا 2
- محبت پیامبر به امام 2
- حرمت امام 2
- نگین انگشتری امام 3
- خضاب به رنگ سیاه 3
- حنا بستن 3
- شنیدن و حفظ کردن وحی 3
- احترام امام نزد پیامبر 4
- دوست داشتن خرما 4
- تقسیم اموال 4
- عبادات امام 5
- خشوع در وضو 5
- تلاش در عبادت 5
- زیارت سواره 6
- خشوع در نماز 6
- لباس نماز 6
- زیارت خانه خدا 6
- حج پیاده 7
- قرائت قرآن موقع خواب 7
- اخلاق امام 7
- زهد امام 8
- سعه صدر امام 8
- سخاوت و کرامت 8
- صداقت امام 9
- مذمت دنیا 9
- بخشش امام 9
- یادآوری مرگ 10
- یادآوری بعث و نشر 10
- ادعیه امام 10
- دعای قنوت 11
- دعای درب مسجد 11
- تعقیب نماز صبح 11
- ترس از آتش 12
- تعویذ حسن و حسین 12
- برخورد با دیگران 12
- دعوت به طعام 13
- هدیه به مردم 13
- اطعام غذا 13
- پاورقی 14
- اهمیت مسجد 14
ما رؤی ان رجلا دفع الیه رقعه فی حاجه (الا) فقال له: حاجتک مقضیه فقیل له یابن رسول الله لو نظرت فی رقعته ثم رددت الجواب علی قدر ذلک فقال: اخشی ان یسألنی الله عن ذل مقامه بین یدیحتی اقرء رقعته.» در حدیثی آمده: هرگز دیده نشد که کسی به امام نامه ای در مورد حاجتی بدهد مگر اینکه حضرت جواب میداد: حاجتت برآورده است: گفته شد: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله کاش در نامه اش می نگریستی و به اندازه حاجتش می دادی. حضرت فرمود: میترسم خدا از من درباره مدت زمانی که رو برویم خوار ایستاده تا نامه اش را بخوانم سؤال کند. نظم درر السمطین ص 196.
هدیه به مردم
«عن ابن سیرین قال:
ان الحسن بن علی علیه السلام کان یجیز الرجل الواحد بمأه الف.» ابن سیرین گوید: امام حسن علیه السلام به هر شخصی (وقتی جایزه و هدیه میداد) صد هزار جایزه میداد. تاریخ ابن عساکر (ترجمه الامام الحسن) ص 147 ح 246.
دعوت به طعام
«عن ابن سیرین قال:
کان الحسن بن علی علیه السلام لایدعو الی طعامه احدا یقول هو اهون من ان یدعی الیه احد.» ابن سیرین گوید: امام حسن علیه السلام به طعام خود دعوت نمی کرد کسی را که می گفت:این ناچیزتر از آن است که کسی به آن دعوت شود. تاریخ ابن عساکر (ترجمه امام حسن) ص 156 ح 266.
اطعام غذا
«عن نجیح قال:
رایت الحسن بن علی علیه السلام یاکل و بین یدیه کلب کلما الک لقمه طرح للکلب مثلها فقلت له: یا بن رسول الله الا ارجم هذا الکلب عن طعامک؟ قال: دعه انی لاستحیی من الله ان یکون ذو روح ینظر فی وجهی و انا آکل ثم لا اطعمه.» نجیح گوید: دیدم امام حسن علیه السلام غذا میخورد و سگی مقابلش بود هر لقمه ای که حضرت میل می فرمود لقمه ای نیز برای سگ می انداخت عرض کردم: ای فرزند پیامبر آیا این سگ را برانم؟ فرمود: رهایش کن از خدا حیا دارم که طعامی بخورم و جانداری مقابلم ایستاده باشد و به آن غذا ندهم. مسند امام مجتبی علیه السلام ص 130.