با کاروان نور صفحه 50

صفحه 50

سجّاد علیه السلام روایت شده است .

روز تاسوعا بپایان رسید و شام شد . شب عاشورا بر جهان دامن گسترد و این مرغک سیاه ، سرزمین کربلا را زیر بال های پهناور در خود جای داد .

حضرت حسین علیه السلام بخشی از شب را با یاران گذراند ، و بخشی را به عبادت ، و قسمتی را به آماده شدن برای رزم بامداد .

در آغاز شب در جمع یاران به سخن پرداخت . نخست حمد و ثنای خدا را به جای آورد ، و ذات احدیّت را در تنگی و سختی درود گفت :

اثْنیٰ عَلَی اللّهِ احْسَنَ الثَّنٰاءِ وَاَحْمَدُهُ عَلَی السَّرٰاءِ وَالضَّرٰاءِ .

چنان چه در آسایش و خوشی سپاس می گفت ، به نعمت هایی چند از نعمت های الهی اشاره کرد ، نعمت هایی که ویژه خود او بود و نعمت هایی که دگران با وی شریک بودند ، باز هم خدا را سپاس گفت و بخواست که او و یارانش را در زمره سپاسگذاران قرار دهد .

نخست به نعمت رهبری و امامت اشاره کرد ، که خداوند خاندانش را بدان موهبت عظمی سرافراز ساخت . نعمت دوّم زادگی پیامبر بود که وجودش از آن نور پاک ریشه گرفته است . نعمت دیگر دانش و دانستن قرآن و کتاب خدای بود .

فقاهت در دین و پی بردن به حقیقت احکام و قوانین اسلام ، نعمت دیگری بود که بآن اشاره کرد ، و خدای را دگر باره در برابر نعمت های گوش و چشم و دل سپاس گذارد ، آنگاه با یاران به سخن پرداخت و چنین گفت :

من یارانی باوفاتر و بهتر از یاران خود سراغ ندارم ، و اهل بیتی را بهتر و حقّ شناس تر و برتر از اهل بیت خود نمی شناسم ، خدای به همگی پاداشی نیکو عطا فرماید .

پر روشن است که ما را با این مردم روزی خواهد بود ! و چه روزی ؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه