با کاروان نور صفحه 54

صفحه 54

آنگاه حسین همگی یاران را مخاطب قرار داده گفت :

من فردا کشته خواهم شد و شما همگی کشته خواهید شد و یک تن از شما زنده نخواهد ماند . یاران گفتند : حمد خدای را که چنین منّتی بر ما نهاد که حضرتت را یاری کرده ، و به شرف شهادت با تو نائل شویم ، ای فرزند رسول خدا ! دریغ مدار که در بهشت با تو باشیم و در درجه تو بسر بریم .

حسین علیه السلام گفت : خدا به همه شما پاداشی بزرگ عطا کند .

قاسم جوان نورس ، برادر زاده حسین از عمو پرسید : آیا من هم فردا کشته خواهم شد ؟

حسین پرسید : پسرم کشته شدن نزد تو چگونه است ؟

پاسخ داد : از عسل شیرین تر .

حسین علیه السلام گفت : آری ، تو هم کشته خواهی شد ، کودک شیرخوار من عبداللّه نیز کشته خواهد شد .

قاسم گفت : شیرخوار ! شیرخوار هم کشته خواهد شد ؟ ! مگر این مردم به زنان و کودکان نیز حمله می کنند و از آن ها دست بردار نیستند (1) ؟ !


1- (1)) - فرسان الهیجاء : 2 / 32 ، محدث خیبر مرحوم حاج شیخ عباس قمی رحمه الله در کتاب نفس المهموم : 230 ادامه جریان را چنین نقل می فرماید : امام علیه السلام فرمود : عمویت به فدای تو باد ! عبداللّه کشته خواهد شد هنگامی که دهانم از شدّت عطش خشک شود و به خیمه ها آمده آب یا شیر طلب کنم و چیزی نیابم ، فرزندم عبداللّه را طلب می کنم تا از رطوبت دهانش بنوشم، چون او را نزد من آورند قبل از آن که لبانم را بر دهان او بگذارم، شقاوت پیشه ای از لشگریان دشمن، گلوی فرزند شیرخوارم را با تیر پاره کند و خون او بر دستانم جاری شود، آنگاه است که دست به آسمان بلند کنم و از خدا طلب صبر نمایم و به ثواب او دل بندم، در این حال نیزه های دشمن مرا به سوی خود خواند و آتش از خندق پشت خیمه ها زبانه کشد و من بر آن ها حمله خواهم کرد و آن لحظه، تلخ ترین لحظه دنیاست و آنچه خدا خواهد، واقع شود. علی بن الحسین علیه السلام فرمود: قاسم با شنیدن این سخنان زار زار گریست و ما نیز گریستیم و بانگ شیون و زاری از خیمه ها بلند شد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه