با کاروان نور صفحه 65

صفحه 65

یزید و روی آوردن به حضرت حسین علیه السلام که انقلابی کامل و جامع در حیات او بود ، به قیمت کشته شدنش تمام می شود .

او توبه کرد و در کاروان نور قرار گرفت و مدال اولیاء اللهی و اصفیاء اللهی و احباء اللهی را به سینه جان گرفت ، و جزء انصار دین و انصار رسول اللّه و امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا و امام مجتبی و حضرت سید الشهداء علیهم السلام شد .

بر ما واجب است اگر در گذشته عمر آلوده بودیم همانند حرّ از رهبری هوا و هوس و شهوات و امیال و بت بی جان و جاندار دست برداریم ، و به رهبری امام معصوم گردن نهیم تا به سعادت دنیا و آخرت و آزادی از خزی دنیا و عذاب آخرت برسیم .

حرّ با این که از فرماندهان لشگر یزید بود و اجیر بنی امیه ، ولی در برخورد با حضرت حسین علیه السلام در دو مرحله ادب نشان داد ، و همین ادب که بارقه الهی است ، برای او زمینه ساز توبه و انابه و جبران گذشته و روشنی آینده تا ابد شد .

اوّل ، امام به وقت ظهر به مؤذّن خود - حجّاج بن مسروق - فرمود : اذان بگو .

امام به حرّ فرمود : آیا نمازت را به همراه یاران خود خواهی خواند ؟ حرّ گفت : نه ، بلکه نماز را با تو می خوانم .

به هر حال با هزار گونه ملاحظات و حیثیّات مبارزه ، باید خود و هزار نفر را به این گونه تواضع رهبری نماید .

این ادب بارقه ای است از توفیق و منشأ توفیق نیز خواهد شد ، چیرگی بر نفس ، توانایی های تازه به تازه به او خواهد داد ، و به اندازه ای او را نیرومند می دارد که هنگامی که در بحران انقلاب است و سی هزار برابر قوّه خود را بر ما فوق خود می بیند ، توانا باشد حیثیّت خود را نبازد ، و به توانایی اراده ، پیروز و چیره بر قوای خارج ، و ثقل و فشار آن ها گردد .

گویی در وجود حرّ دو حوزه قوه - یکی از قدرت ادب و دیگر از توانایی - ، فراهم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه