با کاروان نور صفحه 87

صفحه 87

و بیگاه که مرا صدا زنید اجابتتان می کنم . به همراهتان با دشمنانتان می جنگم . برای آن که نگذارم هیچ صدمه ای به شما نزدیک شود ، تا دم مرگ و نفس آخر که خدا را ملاقات کنم در برابرتان شمشیر می زنم و مراد و مقصودی هم از این کار ندارم و چیزی نمی جویم جز آنچه نزد خداست .

این گونه سخنرانی عابس در برابر مسلم در آن انجمن ، هم خدمت به مافوق است و هم به مادون و هم به همگنان وظیفه می آموزد و زبان به دهان آنان می گذارده ، دستور به آن ها می دهد و حرارت می بخشد .

برای مافوق همین گونه سخن ، کار چندین داعی و مبلّغ را انجام می دهد .

معلوم است خطیب لشگر بلکه کشور ، اگر اعتماد به نفس را به پایه ای رساند که گفت : با تنهایی هم باید پیش رفت ، و اکتفا به حقیقت را به پایه رسانید که گفت :

این گونه هدف برای جان نثاری کافی است ، در منطقه مردانگی و برازندگی جوّ اعتماد به نفس را ایجاد می کند ، و به اهتزاز این جوّ از امواج شجاعت و هنر و رشادت ، دیگران و خود را در عالم زندگی جدیدی وارد می کند و بر حسّ اعتماد می افزاید و گوینده را در فداکاری پیشرو خواهد کرد . یعنی کم یا بیش مردم را به دنبال خود می کشاند ، و اگرچه خود او نظری به این گونه اغراض نداشته باشد به ناچار ، آن ها را وادار می کند که آنان نیز بر رشادت برخیزند ، سخن بگویند و اقدام کنند .

اینجا چون عابس تکیه به حقیقت داشت برای اقدام خود جز اعتماد به نفس را لازم نشمرده ، گفت : اعتماد به دیگری در مقام خدمت به حقیقت لازم نیست و نباید هم باشد ، برای اقدام ، در آغاز اعتماد به نفس باید و بس ، و در بهره برداری از وجود در انجام ، اکتفای به احراز حقیقت باید و بس . رشیدانه گفت : در اقدام ،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه