یاران با وفا و شهیدان بی همتا صفحه 11

صفحه 11

شهید می شدند و از تعدادشان کاسته می شد و این کاهش نیز محسوس بود؛ ابوثمامه هنگام ظهر خدمت امام علیه السلام آمد و گفت: جانم فدای تو! چنین می بینم که دشمنان به تو نزدیک شده اند.

به خدا قسم کشته نخواهید شد مگر آن که من پیش از شما کشته شوم. دوست دارم خدای خویش را در حالی دیدار کنم که این نماز را که وقتش نزدیک شده بخوانم. امام علیه السلام نگاهی به بالا افکند، فرمود: «نماز را به یاد آوردی، خدا تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد. آری، اینک اوّل وقت نماز است.»

مهلتی از سپاه دشمن خواستند. آن گاه ابوثمامه و جمعی دیگر با امام حسین علیه السلام نماز جماعت اقامه نمودند. سپس او به جنگ با سپاه عمر بن سعد رفت. بر تنش جراحات زیادی وارد شد و در این احوال مردی به نام قیس بن عبداللَّه صائدی که پسر عموی او بود و با او سابقه دشمنی داشت او را به شهادت رسانید. شهادت او بعد از شهادت حر بن یزید ریاحی بود.

5 و 6 - ابو خالد عَمرو بن خالد اسدی و غلامش سعد

عمرو از بزرگان کوفه و شیعیان مخلص بود که همراه مسلم علیه السلام قیام کرد و پس از خیانت مردم کوفه متواری شد. سپس در جریان قیس بن مسّهر، او به اتفاق غلامش سعد (که مردی بزرگوار، محترم و بلند همت بود) و تنی چند با مشقّت، خود را به امام علیه السلام رساندند.

هنگامی که حرّ آنان را دید به امام علیه السلام گفت: این چند نفر جزء یاران شما نیستند من آنان را زندانی می کنم و یا بر می گردانم. امام علیه السلام در جواب فرمودند: «من از آنان مانند جان خود نگهداری و دفاع می کنم، پس از مشاجراتی، حر کوتاه آمد و در حمله اوّل عمرو به اتفاق همان چند تنی که با هم از کوفه آمده بودند به سپاه دشمن حمله ور شدند و جنگیدند اما در محاصره دشمن قرار گرفتند که حضرت عباس علیه السلام به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه