یاران با وفا و شهیدان بی همتا صفحه 32

صفحه 32

با آنان جنگید. در ساعات آخر عمرش استغاثه کرد و امام حسین علیه السلام با شتاب، خود را به او رساند و او را در بغل گرفت، در حالی که جان به جان آفرین تسلیم می کرد، می گفت: «من کجا و فرزند رسول خدا کجا؟ که چهره اش را بر چهره من بگذارد.» در این لحظه مرغ روحش به فردوس برین پرواز کرد.

83 - یزید بن ثُبَیط. 84 - عبداللَّه بن یزید 85 - عبید اللَّه بن یزید

یزید و دو فرزندش، عبداللَّه و عبیداللَّه که از شیعیان بصره و شریف قوم خویش بودند، پس از این که اهل بصره نامه کمک خواهی امام علیه السلام را دریافت کردند، این سه نفر از بصره به کمک حضرت شتافتند تا رسالت خود را که همان نصرت و یاری امام بود، انجام دهند.

یزید بن ثُبَیط با دو فرزندش در منطقه «ابطح» (حوالی مکّه) که امام علیه السلام در آنجا منزل کرده بود، رسیدند و بعد از استراحت به طرف خانه امام حرکت نمودند. از طرفی دیگر حضرت هم که خبر آمدن آنها را شنیده بود، برای دیدار شان به منزل ایشان رفت. امام در منزل ایشان منتظر ماند تا این که یزید و دو فرزندش (در منزل خود) به حضور امام رسیدند. یزید که آن حضرت را در منزل خود دید، گفت: «از فضل و رحمت خداست، سلام بر تو ای پسر رسول خدا.» سپس امام هم در حق او دعای خیر فرمود. سرانجام در روز عاشورا پدر در جنگ تن به تن شهید و دو پسرش در حمله اوّل به شهادت رسیدند.

86 - یزید بن مُغَفّل جُعْفی

یزید بن مغفل از دلیران شیعه و شعرای کار آمد بود. پدرش رسول خداصلی الله علیه وآله را درک کرده و خودش از اصحاب علی بن ابی طالب علیهما السلام بود که در جنگ صفین در رکاب او جنگید. سپس حضرت در فتنه خوارج او را برای جنگ با «خرّیت» اعزام نمود. وی در مکّه به کاروان حسینی پیوست و با آن حضرت به کربلا آمد و روز

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه