جابربن عبدالله انصاری رازدار خاندان رسالت و امامت صفحه 153

صفحه 153

سرودۀ : شاعر جوان اهل البیت علیهم السلام

3- آقای حسن اسحاقی

از کرج

مجنون عطر سیب

رودی شدم که روی خودم پا گذاشتم

پا جای پای حضرت دریاگذاشتم

مجنون عطر سیب ، هراسان، بدون چشم

پا در مسیر خانه ی لیلا گذاشتم

خیس عرق شدم نفسم سوخت ناگهان

سر روی خاک تشنه ی سقاگذاشتم

بین فرات رفتم و با ذکر یاحسین

پا در فراترین غم دنیا گذاشتم

رفتم کنار صحنه و برروی خاک او

چشمان بی قرار خودم راگذاشتم

نالیدم و به سر زدم ودر کتاب عصر

با اشک ، پای فاجعه امضا گذاشتم

از سن و سال خود گله کردم که روز درد

او را میان معرکه تنهاگذاشتم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه