جابربن عبدالله انصاری رازدار خاندان رسالت و امامت صفحه 225

صفحه 225

حوالی های نهر علقمه گشتی بزن شاید

گلی بینی جدا افتاده از گلزار ای جابر

نبودی خیمه ها فریاد می کرد العطش ها را

نبود آنجا به جز زینب کسی غم خوار ای جابر

نبودی تا ببینی بر سر دستان آن سرور

گلوی غنچه را کندند ناهنجار ای جابر

وداع آخرین را تو اگر آن روز می دیدی

دلت می ریخت در پایش سر و دستار ای جابر

ندیدی ذوالجناحش را که بر می گشت بی صاحب

که تا از گریه ات رنگین کنی رخسار ای جابر

نبودی درشب جانسوز عاشورا که آن سرور

تفقد از حرم را می کند تکرار ای جابر

به دستش می کَنَد او خارها را تا بیابان را

برای کودکان خود کند هموار ای جابر

نبودی خیمه ها آتش گرفت و کودکان ، گریان

شدند آواره روی بوته های خار ای جابر

به یاد اربعین ، « قدسی » دگرگون حال می گردد

به دور مرقد شش گوشه چون پرگار ای جابر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه