ظلم ستيزي آن حضرت تا جايي بود كه از بيعت با يزيد سر باز زد و اين جنايتكار باده خور، كفر پيشه ملحد و مسخره كننده دين كه همبازي ميمونها و سگها بود را شايسته فرمانروايي بر مسلمين نشناخت و به مروانبنحكم فرمود: اگر فردي چون يزيد فرمانده مسلمين گردد و امّت اسلامي به چنين مرد پليديگرفتار شود، بايد براي آينده اسلام اندوهگين بود. براي آن حضرت وحشت و هراس از مرگ معنا نداشت و ميفرمود: «مَوْتٌ في عِزٍّ خَيْرٌ من حَياةٍ في ذلّ؛ مرگ با عزت پر ارجتر اززندگي با خواري است . هم چنين با آغوش گشوده به سوي مرگ ميرفت و فرزندان و خاندان و يارانش را همراه خود ميبرد، تا از دين جدش پاسداري كند و با بخشندگي و گذشت جان خويش را در طبق اخلاص نهاده و ندا ميدهد: «اِنْ كانَ دينُ مُحَمَّدٍ لَمْ يَسْتَقِمْ اِلَّا بقَتْلي فَيا سُيُوفُ خُذيني اگر دين محمد جز به كشته شدن من با پرجا نميماند، پس اي شمشيرها مرا در يابيد.
شجاعت
درباره شجاعت اين قهرمان مبارز چه ميتوان گفت آيا در ميان دليران و جنگآوران بزرگ كسي را دليرتر از آن بزرگوار ميشناسيد. بعضي راويان گفتهاند: به خدا سوگند! هيچ انساني را چون او نديدم كه ياران و خويشاوندان و برادرانش به شهادت رسيده بودند، اما او با قلبي محكم روحي قوي و شجاعتي كم نظير به نبرد ادامه ميداد، او بود كه در برابر پرتاب نيزهها و چكاچك شمشيرها و ضربه خنجرها ايستادگي كرد، تا بهآن جا كه بر لباس شريف حضرتش صد و بيست نيزه ديده ميشد و بر جسد مطهرش سي و سه تير و سي و چهار زخم شمشير وجود داشت و خاندان آن حضرت ـ اعم از فرزندان برادران برادرزادگان و عموزادگان ـ را از نظر وفا به عهد بايد برگزيدگان زمين دانست آنان هرگز از پيشواي خود جدا نشدند. هنگامي كه آنان را گرد آورد به ايشان فرمود: شما ميتوانيد برويد. يك صدا فرياد برآوردند. ما هرگز از شما جدا نخواهيم شد. آيا سزاوار است كه ما زنده بمانيم و شما كشته شويد. در برپايي مراسم سوگواري سالار شهيدان اندرزهاي زيادي است يكي اين كه هرامتي به زندگاني بزرگان خود توجه دارد، تاريخ زندگاني آنان را ثبت ميكند و از رويدادهاي زندگي شان درس ميگيرد. خواه اين بزرگان در يكي از زمينههاي ديني برجسته باشند ويا در يكي از امور دنيايي اما امام حسين (ع) پسر دختر پيامبراسلام شاخه گل خوشبوي او، فرزند اميرالمؤمنين علي (ع)، بزرگ شده خاندان نبوت رادمردي است كه روح ممتاز داشته و از راز شرافت خانوادگي نيز برخوردار بوده است او مركز همه فضايل اخلاقي و اعمال پسنديده همت بلند، شجاعت فوق العاده و بخشندگي بي حد است وي در راه هدفي بسيار برجسته با انگيزه پاك قيام نموده و حركتي را آغاز كرده كه نه قبل از او و نه بعد از او هيچ كس جاي او را نتواند گرفت جان و مال و خاندان خود را در راه زنده ماندن اسلام و رسوا كردن منافقين فدا كرد. مرگ با عز و شرف را از خواري و ظلم پذيري برتر دانست و شهادت را در برابر فرمانبرداري ازپست فطرتان برگزيد. عزت نفس دليري ظلم ستيزي شكيبايي پايداري و مقاومتاين ابر مرد همه را به شگفتي وا داشته و خردمندان را متحيّر ساخته كه عوامل و زمينههاي نهضت عاشورا، خود جاي گاه پا بر جاي امر به معروف و نهي از منكر است كه رمز جاودانگي اين حماسه براي هميشه درس عزت و شرافت و كرامت جهت رساندن پيام الهي به عموم و خصوص جامعه با به دست آوردن اهداف معنوي و فيضيابي از انديشههاي بديع و محسّنات اخلاقي در مسير تربيت و غيرت ديني و اداي حقوق انساني بوده است نقش عاشورا در همبستگي شيعه پيروي از پيشوايان خود بوده كه در برگزاري مراسم سوگواري براي امام حسين (ع) جديت داشته و همه ساله به ياد اين مصيبت جانكاه عزاداري ميكنند؛ تا با كوشش تمام به سفارش پيشوايان خود جامه عمل بپوشانند و اين امر بر هيچ فردي پوشيده نيست حماسه عاشوراي امام حسين (ع) به همه افراد مبارز آموخته تا جان در تن داشته باشند، با بدكاران و بيدادگران بجنگند و با آگاهي از اين حماسه دريابند كه به خاطر ترويج اسلام و احياي آيين خدايي از نثار خون نبايد دريغ داشت گاهي به كشته شدن و گاهي به كشتن استترويج دين به هر چه زمان اقتضا كند با توجه به اين كه ما انسانها چنانچه تمام ساعات و دقايق در رمز اندرز مبارزات امامحسين (ع) مطالعه و جست و جو كنيم به اقيانوسي ميرسيم كه روي سفينه «لايَذْكروني الّابكاي آن اين دو بيت نمايان است روزي كه دل تو ازبلا خسته بود بايد كه از آن خروشت آهسته بوددر دام بلا بسي مثلها زدهاندشايد كه در آن مصلحتي بسته بودجانم فداي آن كه دلش بازبان يكي است در نهايت نگارشم به عنوان يك روحاني شافعي مذهب (رض) به همه مسلمانان تسنن و تشيع عرض ميكنم مطمئن باشند كساني كه به وحدانيت پروردگار و رسالت حضرت محمد (ص) واصول دين ايمان دارند، اگر چه در سوگواري شهادت امامحسين (ع) حاضر نباشند، مخالف برگزاري چنين مراسمي نيستند و هرگز به خود اجازه نميدهند ازعزاي مصيبت سالار شهيدان غافل يا عمداً نشاط و خرمي نشان داده و جشن و سرور برپاكنند ـ معاذالله ـ چنانچه خداي ناخواسته كسي به يكي از آن مبارزان برحق ـ روز عاشورا ـ اهانت كند، ساير مسلمانان به عنوان دفاع از خانواده رسول اكرم (ص) او رانفرين نموده و واجب القتلش ميدانند. در عنايت به دفع كينه و سوءظن ميان بعضي از دو فرقه مسلمان شيعه و سني كه اين كار اهّم اهداف دشمنان دين و آيين يكتاپرستي است به عنوان نشان صحت عرايضم خلاصهاي را به قرار زير معروض ميدارم با اين كه آشكار است دشمنان اهلبيت و خانواده رسالت دشمنان خدا و پيامبر و مهدور الدَّم ميباشند، لذا معلوم است هر فردي كه دشمن آنان نباشد، او هم هرگز مسلمان نبوده و نيست و او هم مهدور الدم است سيماي هر منطقهاي ميتواند معرف عقيده و آيين ساكنان آن جا باشد. گاهي ميبينيماسامي فرزندان آنها ـ اعم از پسران و دختران ـ از نامهاي خاندان رسالت بوده ديگرترديدي نميماند كه اصل و فرع آنان عاشق عموم و خصوص آن خانواده اهل بيت هستند و دشمنان آنها را دشمن سرسخت دين و آيين خود ميدانند. مطلب ديگر اين كه در كوهستانهاي منطقه كردستان كه در فصل بهار به انواعگلهاي رنگارنگ و معطر مزين ميشود، يك نوع بوتهاي هست كه گلهاي سرخي شبيه به گل خشخاش دارد و در محل آن را (هلاله برائيم يالاله برام گويند؛ فارسي آن (لاله واژگون يا نوعي شقايق النّعمان نام دارد كه بيشتر مردم به عنوان تأسي از فرموده رسول اكرم (ص) كه هر گياه و درختي نوعي تسبيحات دارد و چنانچه بوتههاي آن در گورستان مسلمانان باشد، ـ تسبيح و ذكر آن براي شاد بخشي روح مردگان بي تأثير نيست ـ ريشهآن را از كوهستان ميكنند و روي گور عزيزان خود ميكارند. گاهي سبز مي شود و بر رويگلهاي سرخ زيبايش قطرات آبي نمايان ميشود كه چون قطره اشكي بر روي صورتيزيبا است در اصطلاح مردم چنين معروف است كه قطرههاي گل اين بوته براي شهادت امام حسين (ع) اشك ميريزند. از غريزه مسلمانان شيعه و سني اين است كه اگر زماني تحت فشار ستمگران واقع شوند و در برابر آنان قدرت مبارزه نداشته باشند، لاحول گويان به ياد شجاعت و حماسه باعزت امام حسين (ع) ميافتند و با زبان حال و مقال ميگويند: درود بر آن رهبري كه فرمود مرگ با عزت بهتر از زندگي باخواري است ناصرالدين شاه به عنوان مسابقه فكري و آگاهي شاعران عصرش در تفسير بيت مشهور عارف زمان حافظ شيرازي (بلبلي برگ گلي خوشرنگ در منقار داشت سؤالي طرح كرده بود كه در ميان شعرا تنها شاعر آگاه و عارف كُرد مرحوم شيخ رضا طالباني بود كه در به دست آوردن رمز آن موفق شد. اكنون خلاصهاي از اين غزل مخمس را در ضميمه مقاله تقديم شما سروران ميكنيم در تفسير معناي بيت مشهور (بلبلي برگ گلي خوش رنگ در منقار داشت شاه والا وقت طالع روي در ادبار داشت اين دل غم منزلم را غرق در اكرار داشتصاحبا در حالتي كه اين بنده غم بسيار داشت يادم آمد از كلام آن جناب اظهار داشتگفته بودي مقصد حافظ چه بود از آن كه گفت بلبلي برگ گلي خوش رنگ در منقار داشتتا سحر گرديدم اندر بحر علم ابجدي تا به بينم اين صدف آيا چه در دربار داشتبلبلي برگ گلي شد سيصد و پنجاه و شش با حسين و با علي و با حسن معيار داشتبرگ گل سبز است دارد او نشاني از حسن چون كه در روز شهادت سبزي رخسار داشترنگ گل سرخ است دارد او نشاني از حسين چون كه در حين وفاتش سرخي رخسار داشتبلبلي باشد علي كز فرقت آن هر دو يار دائمًا با آه و افغان نالههاي زار داشتمن نهاني گويم اين اشعار در بهر رضا تا بدانندش (رضا) ايمان بس انوار داشت