سوگندهای پربار قرآن صفحه 202

صفحه 202

روز به روز بیماری اش بدتر می شد. حکیمی به او گفت: «اگر فرد بی غم و غصّه ای را بیابی، و پیراهنش را بگیری و بر تن کنی، بیماری ات بهبود می یابد».

اطرافیان بیمار دست به جستجو و تفحّص در بین بستگان و همسایگان و آشنایان و دیگر

همشهریان زدند، امّا با هر کس گفتگو می کردند او را دارای غصّه و مشکلی می یافتند. به ناچار دامنه تحقیقات را به خارج از شهر، به روستاها و بیابانها کشاندند، و شب و روز مشغول پرس و جو از این و آن شدند. امّا هر چه بیشتر تلاش می کردند، نتیجه ای نمی گرفتند، و کم کم گرد وغبار یأس و ناامیدی چهره آنها را فرا گرفت، تا اینکه روزی در بیابان چوپانی را دیدند که شاد و خوشحال مشغول نواختن نی و رقص و شادمانی است. برق امید در چشمانشان درخشید، به نزد او رفتند و از غم و غصّه و مشکلاتش پرسیدند. او نه مشکل همسر داشت، نه مشکل فرزند، نه مشکل همسایه، نه مشکل اداری، نه مشکل مسکن، نه مشکل بیماری، نه مشکل بدهی، و نه هیچ مشکل دیگر. گفتند: ما نیاز به پیراهن تو داریم، که بر تن بیمارمان کنیم تا شفا یابد. گفت: متأسّفانه پیراهن ندارم! بیمار افسرده دل هنگامی که فهمید در دنیا هیچ انسان بی مشکلی را نمی توان پیدا کرد بر افسردگی خود غلبه کرد و با اطّلاع از ناملایمات و مشکلات دیگران، افسردگی خود را فراموش کرد. این قصّه چه واقعی باشد یا یک افسانه، در هر حال حاکی از حقیقت انکارناپذیری است که آیه شریفه به آن اشاره دارد; و آن اینکه: تمام انسانها دارای رنجها و ناراحتیها و مشکلاتی هستند. و خداوند برای توجّه دادن ما به این حقیقت سوگندهای سه گانه را یاد کرده است.

رنجها و بلاها و مشکلات

توضیح

سؤال: فلسفه این همه رنج و زحمت و مشکلات، که نوع بشر با آن گلاویز است،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه