سوگندهای پربار قرآن صفحه 377

صفحه 377

قَتَلُوا أَوْلاَدَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْم وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللهُ افْتِرَاءً عَلَی اللهِ); و به یقین آنها که فرزندان خود را از روی جهل و نادانی کشتند، گرفتار خسران شدند، (زیرا) آنچه را خدا به آنها روزی داده بود، بر خود تحریم کردند، و بر خدا افترا بستند».(1)

بنابراین بدعتهای فراوان، آسایش و آرامش را از آنها سلب نموده، و نقش بسیار مخرّبی در زندگی آنان ایفاء می کرد. و لهذا در نُه آیه قرآن از بدعت تعبیر به «(فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ افْتَرَی عَلَی اللهِ); چه کسی ظالمتر است از آنها که به خدا افترا می بندند، و بدعت می نهند» شده است!

بنابراین هر چه در مورد خطر بدعت و افتراء علی الله گفته شود کم است و همگان باید مواظب این پدیده شوم باشند، تا مبادا دچار آن شوند که هم به خود ظلم روا داشته، و هم به کسانی که به آن عمل می کنند ظلم کرده، و هم به دین و آیین و خدا ستم نموده اند.

بدعت خاص و عام

همان گونه که قبلا نیز اشاره شد بدعت دو معنا دارد; بدعت خاص و بدعت عام.

منظور از بدعت خاص همان چیزی است که در آیات قرآن و روایات معصومین(علیهم السلام)از آن نهی شده، و عامل به آن سرزنش و تقبیح گشته است. که علما و دانشمندان آن را چنین توصیف و تعریف کرده اند:

«ادخال ما لیس من الدین فی الدین; چیزی که جزء دین نیست را جزء دین قرار دادن»

این نوع از بدعت بی شک حرام است و مرحوم شیخ انصاری(رحمه الله) در کتاب ارزشمند رسائل در مبحث حجیّت ظن، چهار دلیل از قرآن و روایات و عقل و اجماع، بر حرمت آن اقامه کرده است.

جالب اینکه در کتابی ازعلمای اهل سنّت که پیرامون بدعت نگاشته شده، بدعت بر پنج قسم شده است: بدعت حرام، بدعت واجب، بدعت مکروه، بدعت مستحب و


1 . انعام، آیه 140 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه