سوگندهای پربار قرآن صفحه 436

صفحه 436

علی و هدیه شبانه!

حضرت سپس به داستان اشعث بن قیس منافق که عامل بسیاری از مفاسد و اختلافات دوران کوتاه خلافتش بود اشاره می کند. ظاهراً اشعث با کسی اختلافی داشت، و پرونده این اختلاف نزد حضرت

علی بود، و قرار بود روز بعد در مورد آن قضاوت کند. حضرت می فرماید: «از سرگذشت عقیل شگفت آورتر داستان کسی است که نیمه شب ظرفی سرپوشیده پر از حلوای خوش طعم و لذیذ به درب خانه ما آورد. ولی این حلوا معجونی بود که من از آن متنفّر شدم. گویا آن را با آب دهان مار، یا استفراغش خمیر کرده بودند! لذا نگاه تندی به او افکندم و گفتم: «آیا این کاسه حلوا رشوه است؟ یا صدقه؟ یا زکات؟ علی، نه اهل رشوه است تا به سبب رشوه بر خلاف حق قضاوت کند و نه اهل صدقه و زکات، که اینها بر بنی هاشم حرام است.

اشعث که از این برخورد قاطع و تند امیر زمامداران، دست و پای خود را گم کرده بود، گفت: نه، هیچ کدام نیست، بلکه هدیه است! هر مسلمانی حق دارد به مسلمان دیگر هدیه دهد. این کار در واقع کلاه شرعی بود که متأسّفانه در عصر ما نیز صورت می گیرد، و رشوه خواری، تحت عناوینی از قبیل: هدیه، انعام، شیرینی، حق و حساب و مانند اینها تحقّق می پذیرد.

حضرت که چهره هزار رنگ اشعث را می شناخت، به نیّت واقعی او واقف گشته، فرمودند: اشعث! آیا دیوانه شده ای؟! یا عقلت را از دست داده ای؟! یا هذیان می گویی؟! تو نیمه شب با این کاسه حلوا می خواهی علی را بفریبی و او را به ظلم دعوت کنی تا فردا به نفع تو حکم دهد! اشعث تو مرا با خود مقایسه کرده ای! بگذار تا خود را بشناسانم: اشعث این حلوا که سهل است چون این

حلوایی که من دیدم، گویا با آب دهان مار مخلوط گشته اگر چه ظاهری زیبا دارد; ولی باطنش بسیار کثیف است. به خدا قسم اگر آسمانهای هفتگانه را به علی دهند تا بر مورچه ای ظلم کند، چنین نخواهد کرد.

حال، آیا دنیا با چنین زمامداری امن و امان است، یا جهانی که حاکمانش هستی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه