طرح و تحقیق فیلم نامه امام حسین علیه السلام (1) صفحه 114

صفحه 114

مروان در خشم شد و گفت: این شخص که این سخن می گوید، چنان بزرگوار مردی است که خدای تعالی این آیه [را] در شأن او فرستاده است: «وَالّذی قالَ لِوالِدَیْهِ أُفّ لَکُما.» خشم عبدالرحمان زیاد شد و گفت: کار تو بدآنجا رسیده که در حق من قرآن تأویل می کنی، ای دشمن خدا! تو آن کسی که مصطفی صلی الله علیه و آله تو را و پدر تو را از شهر بیرون کرده است. پس برخاست و پای او بگرفت و گفت: ای دشمن خدای، از این منبر فرود آی که اهل آن نیستی که بر منبر روی و سخن گویی.

چون عبدالرحمان این سخن بگفت و او را از منبر فرو کشید، بنی امیه که حاضر بودند، به هم برآمدند و خواستند که قصد عبدالرحمان کنند. عایشه خبر شد. از حجره بیرون آمد؛ چادری فراخ پوشیده و [درحالی که] جماعتی از زنان قریش در خدمت او می بودند، به مسجد آمد. چون مروان او را بدید، بترسید. پیش او شد و گفت: سوگند بر تو می دهم ای مادر مؤمنان، سخن که گویی، حق گویی و چیزی از حق ضایع نگردانی.

عایشه گفت: من جز حق نگویم. گواهی می دهم که رسول خدای صلی الله علیه و آله بر تو و پدر تو لعنت کرده است و تو طرید بن طریدی. تو را حدّ آن باشد که با برادر من، این سخن گویی؟ مروان خاموش ایستاد و هیچ جواب نداد. عایشه بازگشت. پس مروان نامه ای به معاویه نوشت و آن چه رفته بود، باز نمود.(1)


1- الفتوح، ج 4، ص 332 به بعد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه