طرح و تحقیق فیلم نامه امام حسین علیه السلام (1) صفحه 121

صفحه 121

کنند، او در حق تو، جز نیکویی نگوید. حسین(ع) گفت: آن چه من از او می دانم، اگر او از من بداند، بباید گفت و چیزی پوشیده نباید داشت. معاویه گفت: معلوم شد، یا اباعبداللّه . برخیز و به سعادت بازگرد و بر جان خویش بترس و از اهل شام نیک برحذر باش تا آن چه من از تو در حق یزید شنیدم، ایشان نشنوند که ایشان، دشمن تو و دشمن پدر تویند. حسین(ع) برخاست و بازگشت.

معاویه ماجرای ولایت عهدی یزید را با ابن زبیر و عبدالرحمان بن ابی بکر نیز در میان نهاد و با مخالفت آنها روبه رو شد. عبداللّه بن عمر نیز این کار را نادرست خواند، ولی یادآوری کرد به خلافت نمی اندیشد و هرکس را مردم بپذیرند، خلیفه می داند.

ج) اعتراض ابن عباس

ج) اعتراض ابن عباس

معاویه در روزهای اقامت در مکه، هر روز به بهانه ای، قریشیان را می نواخت و با هدایای گوناگون، آنان را گرامی می داشت تا دل هایشان را به دست آورد، ولی بنی هاشم را در فهرست بخشش های خود قرار نداده بود. ابن عباس رنجیده خاطر شد و لب به اعتراض گشود. تاریخ نگاران، اعتراض ابن عباس و واکنش معاویه را چنین نگاشته اند:

بعد از آن، معاویه روزها در مکه مقام کرد و قریشیان را عطاها فرمود، لیکن در حق بنی هاشم هیچ احسانی نکرد؛ چه صحبت او با بنی هاشم نیک نه برآمد. عبداللّه عباس از او بازخواست کرد که بنی هاشم را نیز محروم نگذارد و گفت: ای معاویه، از کمال کرم و محاسن شِیّم تو، این معنی غریب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه