مصائب راس الحسین علیه السلام: روضه ها و مصیبت های سر مطهر حضرت امام حسین علیه السلام صفحه 131

صفحه 131

او جا دادند تا بدو ننگرند، امام بیمار آن را دید و پس از آن هرگز گوشت سر میل نفرمود ولی چون چشم زینب بدو افتاد گریبان درید و به آواز حزینی ناله کشید: «یا حُسَیناه یا حَبیبَ رَسُولِ اللّه یَابْنَ مَکَّهَ وَمِنی یَابْنَ فاطَمَهَ الزَّهْراءِ سَیِّدَهِ نِساءِ یَابْنَ بِنْتِ الْمُصْطَفی صلی الله علیه و آله وسلم».

راوی گوید: هرکه در مجلس یزید بود گریست و یزید خود خاموشی گزید و زنی از بنی هاشم که در خانه یزید بود شیون بر حسین علیه السلام آغاز کرد و فریاد کشید: «یا حَبِیباهُ یا سَیِّدَ اَهْلِ بَیْتاهُ، یَابْنَ مُحَمَّداه یا رَبِیعَ الاَْرامِلِ وَالْیَتامی، یا

قَتِیلَ اَوْلادِ الاَدْعِیاء». راوی گوید: هرکس ناله او را شنید گریست.

سپس یزید چوب خیزرانی طلبید و به دندانهای حسین علیه السلامکوبید، ابو

برزه اسلمی گفت: وای بر تو ای یزید، با چوب دستی خود به دندان حسین می زنی؟ من گواهم که پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم را دیدم دندانهای او و برادرش حسن علیه السلام را می مکید و می فرمود: شما دو سیّد جوانان اهل بهشتید، خدا کشنده شما را بکشد و لعنت کند و جهنم را برای او آماده کند که چه بد سرانجامی است.

راوی گوید: یزید غضب کرد و گفت: او را بیرون کنید، او را کشیدند و بیرون انداختند؛ گوید: یزید به اشعار ابن زبعری - در جنگ احد تمثل جست و می خواند:

لَیْتَ اَشْیاخی بِبَدرٍ شَهِدُوا

جَزَعَ الْخَزْرَجِ مِنْ وقعِ الأَسَلِ

ای کاش پیران قبیله من که در جنگ بدر کشته شدند زاری کردن قبیله خزرج را بر اثر زدن نیزه (در جنگ احد) می دیدند.

فَاَهَلُّوا وَاسْتَهَلُّوا فَرَحا

ثُمَّ قالُوا یا یَزیدُ لا تَشَل

پس از شادی فریاد می زدند و می گفتند: ای یزید دستت شل مباد.

قَدْ قَتَلْنَا الْقَوْمَ مِنْ ساداتِهِمْ

وَعَدَلناهُ بِبَدْرٍ فاعْتَدَل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه