مصائب راس الحسین علیه السلام: روضه ها و مصیبت های سر مطهر حضرت امام حسین علیه السلام صفحه 147

صفحه 147

او سلام می دادند، در این میان دیدم ابری فرود آمد و مردان بسیاری در آن بودند و یکی از آنها چهره ای بسیار نورانی داشت، دوید تا خود را به سرِ حسین علیه السلام رسانید و دندانهای او را بوسید و می فرمود: ای پسرم، تو را کشتند، گمانت تو را نشناختند، و از نوشیدن آب مانع توشدند؛ پسر جان، من جدّ تو رسول خدایم، این پدرت علیّ مرتضی است، این برادرت حسن است و این عمویت جعفر و این عقیل و این دو: حمزه و عباس، و یکان یکان اهل بیت خود را شمرد.

هند گوید: من ترسان و هراسان از خواب پریدم و دیدم نوری بر گردِ سرِ حسین علیه السلام پراکنده است و به جستجوی یزید برخاستم، دیدم در اتاق تاریکی رفته و رو به دیوار کرده و می گوید: مرا با حسین چه کار بود؟ و غمِ دنیا بر سرِ او ریخته؛ من خوابِ خود را برای او نقل کردم و او سر به زیر بود. گوید: صبح، حرم حسین علیه السلامرا خواست و گفت: دوست دارید نزد من بمانید یا به مدینه روید و جایزه فراوان بگیرید؟ گفتند: اول می خواهیم بر حسین علیه السلام نوحه و زاری کنیم، گفت: هر کار خواهید، بکنید؛ برای آنها خانه ها خالی شد و همه زنان بنی هاشم و قریش سیاه پوشیدند و هفت روز بر حسین علیه السلام شیون کردند.

شیخ ابن نما گفته: زنهای حرم تا در دمشق بودند، بر او زاری و نوحه می کردند و با دلسوزی ناله و شیون می کردند با گریه و ضجّه، مصیبت اسیران بزرگ بود و دل سوختگی زود مردگان سترگ، در مسکنی آنهارا جاداده بودند که از گرما و سرما محفوظ نبودند تا پوست تن نازنینانی که پشت پرده بزرگ شده بودند ترکید و خون جاری گردید، شکیبایی رخت بربست و جزع برجای آن نشست و اندوه ندیم آنها گردید.(1)


1- . کمره ای، محمد باقر، در کربلا چه گذشت؟، ترجمه نفس المهموم شیخ عباس قمی، ص582.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه