شفا و حاجات در پرتو کرامات: کراماتی از سیدالشهداء و باب الحوائج ابوالفضل علیه السلام و ... صفحه 127

صفحه 127

صاحب ریاض می گوید: حجه الاسلام و المسلین «حاج میرزا خلیل تهرانی» یکی از علمایی بود که مادر ایشان در تهران فوت کرد. و جنازه ی او را به کربلا آوردند، در آن موقع «حاج میرزا خلیل تهرانی» در عراق بود و موقعی که جنازه ی مادرش به کربلا رسید، دید که دماغ مادرش شکسته است؛ از کسانی که جنازه را آورده بودند سؤال کرد که برای چه دماغ مادرش شکسته است؟ آن ها در جواب گفتند: تابوت از اسب افتاد و دماغ مادر شما شکست.

سپس آنان جنازه را به حرم حضرت ابی الفضل(علیه السّلام) آوردند که طواف بدهند و دفن کنند. «حاج میرزا خلیل تهرانی» پسر آن خانمِ مرحومه که صاحب عزا بود در حرم مطهر حضرت عباس(علیه السّلام) عرض کرد:آقا! نماز مادرم صحیح نبود شما شفاعت کنید که او را عذاب نکنند من ضامن هستم که پول پنجاه سال نماز او را بدهم تا بخوانند. این سخن را گفت پس از آن جنازه را دفن کردند.

«حاج میرزا خلیل تهرانی» می گوید: مدتی گذشت و شب در خواب دیدم که مادرم را بردرختی آویختند و می زنند. من گفتم: چرا مادرم را می زنید؟! گفتند: حضرت ابی الفضل(علیه السّلام) حکم فرموده است گفتم: آخر برای چه؟!گفتند: اگر می خواهی او نجات یابد، فلان مبلغ پول بده تا او را نزنیم. من وحشت زده از خواب بیدار شدم و اجرت پنجاه سال نماز استجاری که قرار مرسوم آن زمان بود، حساب کردم و دیدم مطابق همان مبلغی است که در خواب برایم گفته بودند!

من آن پول را خدمت مرحوم «آقای سید علی طباطبایی»(ره) آوردم تا ایشان به افرادی بدهند که برای مادرم نماز بخوانند.(1)


1- ترجمه ی دارالسلام نوری:ج 2 ، ص 241 ؛ چهره درخشان: ج 1 ، ص 328 ؛ شخصیت حضرت أبی الفضل: ص 65 ؛ کبریت احمر: ص 165 ؛ خصائص العباسیه: ص 220.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه