- مقدّمه 1
- اشاره 3
- زینب کبری(سلام الله علیها)؛ الگوی زنان عالَم 19
- عظمت خطبه ی تاریخی حضرت زینب(سلام الله علیها) 33
- عظمت زینب کبری(سلام الله علیها) 35
- اشاره 36
- انقلاب اسلامی؛ تجربه ی دوباره ی پیروزی خون بر شمشیر 39
- سکوت مرگبار؛ نتیجه ی اختناق یزیدی پس از عاشورا 54
- اربعین؛ اوّلین جوشش برای شکستن فضای اختناق 55
- اشاره 61
- خلاصه ی نهضت حسینی 65
- نتیجه ی قیام؛ حکومت یا شهادت 68
- درخشش روز افزون اباعبدالله(علیه السّلام) 69
- جهل و زبونی؛ ریشه ی مشکلات امروز بشریّت 70
- معنویّت، عزّت و عبودیّت مطلق در تمام لحظات قیام حسینی 72
- ثمره ی زنده نگه داشتن پیام عاشورا 73
- فلسفه ی به همراه بردن خاندان، توسّط امام حسین(علیه السّلام) 74
زینب(سلام الله علیها) را ساخت.
قبل از حرکت به کربلا، بزرگانی مثل ابن عبّاس و ابن جعفر و چهره های نامدار صدر اسلام که ادّعای فقاهت و شهامت و ریاست و آقازادگی و امثال اینها را داشتند، گیج شدند و نفهمیدند چه کار باید بکنند؛ ولی زینب کبری(سلام الله علیها) گیج نشد و فهمید که باید این راه را برود و امامِ خود را تنها نگذارد؛ و رفت.(1) نه اینکه نمی فهمید راه سختی است؛ او بهتر از دیگران حس میکرد. او یک زن بود؛ زنی که برای مأموریّت، از شوهر و خانواده اش جدا میشود و به همین دلیل هم بود که بچّه های خردسال و نوباوگان خود را هم به همراه برد؛(2) حس میکرد که حادثه چگونه است.
در آن ساعتهای بحرانی که قوی ترین انسانها نمیتوانند بفهمند چه باید بکنند، او فهمید و امام خود را پشتیبانی کرد و او را برای شهید شدن تجهیز نمود.(3) بعد از شهادت حسین بن علی(علیه السّلام) هم که دنیا ظلمانی شد و دلها و جانها و آفاق عالم تاریک گردید، این زن بزرگ یک نوری شد و درخشید. زینب(سلام الله علیها) به جایی رسید که فقط والاترین انسانهای تاریخ بشریّت، یعنی پیامبران، میتوانند به آنجا برسند...
زینب کبری(سلام الله علیها)؛ الگوی زنان عالَم
زن امروز الگو میخواهد. اگر الگوی او زینب و فاطمه ی زهرا(سلام الله علیها) باشند، کارش عبارت است از فهم درست، هوشیاری در درک موقعیّتها و انتخاب بهترین کارها، ولو با فداکاری و ایستادن پای همه چیز برای انجام تکلیف بزرگی که خدا بر دوش انسانها گذاشته است، همراه باشد.
زینب(سلام الله علیها) الگوست. زینب(سلام الله علیها)، زنی نبود که از علم و معرفت
1- الأخبار الطوال، ص 228؛ زینب الکبری، النقدی، ص 88.
2- العقد الفرید، ج 5، ص 126؛ إعلام الوری، ج 1، ص 446؛ بحارالأنوار، ج44، ص 366.
3- معالی السبطین، ج 2، صص 24-25.