جاذبه حسینی صفحه 55

صفحه 55

کی جرأت میکرد، کی توانایی این را داشت که در مقابل آن دستگاه ظلم و استکبار و استبداد و اختناق، آنچه را که فهمیده است، بروز دهد؟ مثل یک عقده ای در گلوی مؤمنین باقی بود.

اربعین؛ اوّلین جوشش برای شکستن فضای اختناق

این عقده، روز اربعین اوّلین نِشتر را خورد؛ اوّلین جوشش در روز اربعین در کربلا اتّفاق افتاد.

مرحوم سیّدبن طاووس _ و بزرگان _ نوشته اند که وقتی کاروان اسرا، یعنی جناب زینب(سلام الله علیها) و بقیّه در اربعین وارد کربلا شدند، در آنجا فقط جابربن عبدالله انصاری و عطیّه ی عوفی نبودند، «جماعه من بنی هاشم» عدّه ای از بنی هاشم، عدّه ای از یاران بر گرد تربت سیّدالشّهدا(علیه السّلام) جمع شده بودند و به استقبال زینب کبری(سلام الله علیها) آمدند.(1) شاید این سیاستِ ولایی هم که زینب کبری(سلام الله علیها) اصرار کرد که برویم به کربلا _ در مراجعت از شام(2) _ به خاطر همین بود که این اجتماع کوچک امّا پرمعنا، در آنجا حاصل شود. حالا بعضی استبعاد کرده اند که چطور ممکن است تا اربعین به کربلا رسیده باشند.(3) مرحوم شهید آیت الله قاضی یک نوشته ی مفصّلی دارد،(4) اثبات میکنند که نه، ممکن است که این اتّفاق افتاده باشد.

به هر حال آنچه در کلمات بزرگان و قدما هست، این است که وقتی زینب کبری(سلام الله علیها) و مجموعه ی اهل بیت(علیهم السّلام) وارد کربلا شدند، عطیه ی عوفی و جناب جابربن عبدالله و رجالی از بنی هاشم در آنجا حضور داشتند. این نشانه و نمونه ای از تحقّق آن هدفی است که با شهادت-ها باید تحقّق پیدا میکرد؛ یعنی گسترش این فکر و جرأت دادن به مردم. از همین جا


1- اللهوف، ص 114.
2- همان.
3- بحارالأنوار، ج 98، ص 334.
4- تحقیق درباره ی اوّلین اربعین سیّدالشّهدا(علیه السّلام).
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه