- مقدّمه 1
- اشاره 3
- زینب کبری(سلام الله علیها)؛ الگوی زنان عالَم 19
- عظمت خطبه ی تاریخی حضرت زینب(سلام الله علیها) 33
- عظمت زینب کبری(سلام الله علیها) 35
- اشاره 36
- انقلاب اسلامی؛ تجربه ی دوباره ی پیروزی خون بر شمشیر 39
- سکوت مرگبار؛ نتیجه ی اختناق یزیدی پس از عاشورا 54
- اربعین؛ اوّلین جوشش برای شکستن فضای اختناق 55
- اشاره 61
- خلاصه ی نهضت حسینی 65
- نتیجه ی قیام؛ حکومت یا شهادت 68
- درخشش روز افزون اباعبدالله(علیه السّلام) 69
- جهل و زبونی؛ ریشه ی مشکلات امروز بشریّت 70
- معنویّت، عزّت و عبودیّت مطلق در تمام لحظات قیام حسینی 72
- ثمره ی زنده نگه داشتن پیام عاشورا 73
- فلسفه ی به همراه بردن خاندان، توسّط امام حسین(علیه السّلام) 74
که در یک کشور بزرگ و مقتدر، رؤسای سیاسی آنها باز به نوبه ی خود مقهور و اسیر دست صاحبان کمپانیها، مراکز شبکه ای پنهان جهانی، مراکز مافیایی و مراکز صهیونیستی هستند. مجبورند طبق میل دل آنها حرف بزنند و موضع گیری کنند، برای اینکه آنها نرنجند. این سلطنت است. وقتی که در رأس، ذلّت و زبونی وجود داشت، در قاعده و بدنه هم ذلّت و زبونی وجود خواهد داشت. امام حسین(علیه السّلام) علیه این قیام کرد.
معنویّت، عزّت و عبودیّت مطلق در تمام لحظات قیام حسینی
در رفتار امام حسین(علیه السّلام)، از اوّلی که از مدینه حرکت کرد، تا مثل فردایی که در کربلا به شهادت رسید، همان معنویّت و عزّت و سرافرازی و درعین حال عبودیّت و تسلیم مطلق در مقابل خدا محسوس است. در همه ی مراحل هم این طور است. آن روز که صدها نامه و شاید هزارها نامه با این مضمون برای او آوردند که ما شیعیان و مخلصان توایم و در کوفه و در عراق منتظرت هستیم،(1) دچار غرور نشد. آنجا که سخنرانی کرد و فرمود:
«خطّ الموت علی ولد آدم مخطّ القلاده علی جید الفتاه»،(2)
صحبت از مرگ کرد. نگفت چنان و چنین میکنیم. دشمنانش را تهدید و دوستانش را تطمیع به تقسیم مناصب کوفه نکرد. حرکت مسلمانانه همراه با معرفت، همراه با عبودیّت و همراه با تواضع، آن وقتی است که همه ی دست-ها را به طرفش دراز کرده اند و نسبت به او اظهار ارادت میکنند.
آن روز هم که در کربلا همراه یک جمعِ کمتر از صد نفر،(3) توسّط سیهزار(4) جمعیّت از اراذل و اوباش محاصره شد و جانش را تهدید کردند، عزیزانش را
1- تاریخ الطبری، ج 4، صص 261-262؛ الفتوح، ج 5، صص 27-29؛ الإرشاد، ج 2، صص 36-38؛ تذکره الخواص، ص 215؛ بحارالأنوار، ج 44، صص 333-334.
2- «مرگ، قلاده ای است بر گردن جمیع فرزندان آدم، همان طور که بر گردن دختران است.» مثیر الأحزان، ص29؛ کشف الغمه، ج، ص 239؛ بحارالأنوار، ج 44، ص 366.
3- الفتوح، ج 5، ص 101؛ الإرشاد، ج 2، ص 95؛ بحارالأنوار، ج 45، ص 4.
4- الأمالی، صدوق، ص 547؛ عمده الطالب، ص 192؛ بحارالأنوار، ج 44، ص298.