فلسفه اشک صفحه 34

صفحه 34

انسان تاب مقاومت در برابر نیروی مهاجم را دارد، اشک خود را کنترل می کند و زمانی که سد مقاومت فرو می ریزد، اشک سرازیر می شود.

شکست و درماندگی با پذیرش شکست و درماندگی تفاوت دارد؛ گاه شکست و درماندگی هست ولی پذیرش شکست و درماندگی نیست. در چنین مواردی چون علی رغم شکست، پذیرش شکست و درماندگی نیست، اشکی هم به وجود نمی آید. شخص می افتد می میرد ولی شکست را پذیرا نیست.

برای چنین شخصی اشک هراس و درد وجود ندارد. برای کسی که در برابر نیروی مهاجم درونی و یا بیرونی شکست و درماندگی را

نپذیرفته است، اشک هراس و درد معنا ندارد. چنین افرادی کم هستند؛ اما هم از نظر اخلاقی و هم از نظر روحی قهرمان اند؛ شهیدان و اسیران کربلا این گونه بودند. امام حسین علیه السلام و یارانش هرگز نهراسیدند و ازاین رو نگریستند. زینب علیها السلام هم با اینکه زن بود، نهراسید و اشک هراس در وجود او راه نداشت.

اما گاهی شکست نیست، پذیرش شکست و درماندگی است. اشک های هراس از این نوع هستند. پذیرش شکست و درماندگی یک امر روحی و روانی است که انسان در خود توان ایستادن را نمی بیند؛ نیرویش را تحلیل رفته و توانش را به آخررسیده می داند. در چنین جایی راهی جز تسلیم در برابر نیروی مهاجم و پذیرش خواست او نمی بیند. کسی که از ترس گریه می کند، در برابر نیرویی که از او ترسیده تسلیم محض است و هر چه را او بخواهد، انجام می دهد. راز مذموم بودن اشک هراس هم همین است. اشک درد علامت احساس ضعف در برابر نیروی درونی است؛ ولی سدی در برابر اختیار و اراده انسان نیست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه