فلسفه اشک صفحه 36

صفحه 36

و حاکمان محدود نیست. ظلم، زورگویی بالادست بر پایین دست و زبردست بر زیردست است. ظلم، زاده اجتماع است؛ از کوچک ترین واحد اجتماع که خانواده است شروع می گردد و تا بزرگترین واحد آن که در عصر حاضر روابط و مناسبات جهانی است، امتداد دارد.

بنابراین، زورگویی مرد به زن و اهل وعیال و کارفرما به کارمند و کارگر گرفته تا استعمارگری دولت های زورگوی جهانی، مصداق هایی از ظلم هستند. همه ما در زندگی روزمره خود مصادیق بسیاری از ظلم را شاهد هستیم که وجدان ما همه را زشت می شمارد؛ هرچند خواسته های نفسانی، ما را از موضع گیری علنی در برابر همه آنها باز می دارد، اما هیچ

انسانی نه تنها در ضمیر و وجدان خود موضع گیری برضد ظلم را زشت نمی شمارد، بلکه تحسین می کند.

طبیعت و فطرت انسان میل به خوبی و خیر دارد و به همین دلیل از انجام کارهای خیر لذت می برد؛ هرچند عوامل و موانع نفسانی متعددی انسان را از آن فطرت منحرف کند.

عقل، وجدان، دین، ایمان و اخلاق به ما می گوید از ظلم و ستم بپرهیزیم که ستم عاقبت خوشی ندارد.

خدای متعال در قرآن ظلم را عملی زشت برشمرده و فرموده است:

... وَ اللّهُ لا یَهدِی القَومَ الظّالِمِینَ ؛(1) «خداوند، ستمگران را هدایت نمی کند».

... إِنَّهُ لا یُفلِحُ الظّالِمُونَ ؛(2) «بی گمان ستمگران رستگار نمی گردند».

... وَ اللّهُ لا یُحِبُّ الظّالِمِینَ ؛(3) «خداوند، ستمگران را دوست ندارد».


1- (1) بقره، 258.
2- (2) یوسف، 23.
3- (3) آل عمران، 57.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه